دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥١ - ٤/ ١٢ پاسخهاى وافى امام به آن نامهها
بود: «مدينه، ناپاكىاش را مىزدايد، همان گونه كه كوره ذوب، زنگارِ آهن را». به جانم سوگند، وعده او راست آمد و گفتارش درست افتاد و مدينه زنگارش را زدود و آن كس را كه شايسته جاى گُزيدن در آن نبود، از خويش رانْد.
آنگاه، ميان دو شهر (كوفه و بصره) اقامت گزيدى و از بركت دو حرم (مكّه و مدينه) محروم ماندى و كوفه را بر مدينه برگزيدى و همسايگى با خُوَرنَق و حيره را بر همسايگى با پيامبر خاتم، ترجيح دادى.
پيش از اين نيز در دوران زندگىِ دو خليفه پيامبر خدا، بر ايشان عيب گرفتى و از يارىشان بازنشستى و ديگران را بر ايشان شوراندى و از بيعتشان سر باز زدى و مقصدى را نشانه گرفتى كه خداوند متعال، تو را شايسته آن نساخته بود. بر نردبانى دشوار برآمدى و براى رسيدن به جايگاهى لغزان، كوشيدى و چيزى را داعيه داشتى كه بر آن هيچ ياورى نيافتى.
به جانم سوگند، اگر در آن هنگام، خلافت را به عهده مىگرفتى، جز تباهى و ناآرامى به بار نمىآمد و دستاندازىات بر خلافت، جز گسيختگى و ارتداد را سبب نمىشد؛ زيرا تو سخت به خود شيفتهاى، فريفته خويشى، و دست و زبانت را بر مردم مىگشايى.
هان كه من با گروهى از مهاجران و انصار به سوى تو روانم؛ گروهى كه شمشيرهاى شامى و نيزههاى قحطانى آنان را در برگرفته است [و آهنگِ تو دارند] تا تو را نزد خدا به محاكمه كشانند!
پس درباره خود و مسلمانان بينديش و كُشندگان عثمان را به من وا گذار كه ايشان، ويژگان و همدلان و پيرامونيانِ تو هستند. حال اگر همچنان راهِ سرسختى بپويى و بر گمگشتگى و گمراهى اصرار ورزى، بدان كه اين آيه درباره تو و عراقيان همراهت نازل شده است: «خداوند، سرزمينى را مَثَل مىزند كه در امن و امان بود و روزىاش از هر سو فراوان مىرسيد. پس نعمتهاى خدا را كفران كردند و خداوند به سبب آنچه كردند، مزه [پوشيدنِ] جامه گرسنگى و بيم را به آنان چشانيد».
٤/ ١٢
پاسخهاى وافىِ امام به آن نامهها
٢٣٩١. امام على ٧ از نامه وى به معاويه:
از على به معاوية بن صَخْر.