دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٥ - ٦/ ٨ فرود آمدن در بليخ
بسيار بزرگ بود از فراز كعبه بركنْد و بر زمين فرو افكند. و اوست كه در روزگار خلافتش صخرهاى بزرگ را با دست خويش از جاى كنْد آنگاه كه همه سپاه از اين كار ناتوان شدند و از زير آن آب برآورْد.
٦/ ٨
فرود آمدن در بُلَيخ[١]
٢٤٣٣. الفتوح: راهبى كه آنجا در صومعهاى مىزيست، به على ٧ نگريست، از صومعه برون آمد و به وى روى كرد و به دست وى اسلام آورد. سپس گفت: اى امير مؤمنان! نزد ما كتابى است كه آن را از پدران خويش ارث بردهايم و مىگويند عيسى بن مريم ٨ آن را برنوشته است. آيا به شما عرضهاش كنم؟
على ٧ گفت: «آرى، آن را بياور!».
راهب به صومعه بازگشت و كتابى كهنه بازآورد كه نزديك به فرو پاشيدن بود. على ٧ آن را برگرفت و بوسيد. سپس به راهب باز گردانيد و گفت: «آن را بر من بخوان».
راهب آن را بر على ٧ خواند. در آن چنين بود:
«به نام خداوند بخشنده مهربان كه در قضايش چنين حكم كرد و در [لوحِ] مسطورش چنين نوشت كه در ميان مردمى مَدرَس نرفته، پيامبرى از خودشان برانگيزد تا كتاب و حكمت را به ايشان بياموزَد و به راه رشد يافتگى رهنمونشان شود؛ پيامبرى كه كج خُلقى و درشتى نمىكند، در بازارها بانگِ بلند بر نمىدارد و بدى را به بدى پاداش نمىدهد، بلكه مىبخشايد و در مىگذرد؛ پيامبرى كه امّتش ستايشگرند و در هر حال، خواه به گاه فرو رفتن در زمين و خواه به گاه برآمدن از كوهها، خداى را سپاس مىگويند و زبانهاشان رامِ ياد كردن از خدا به منزّهى و پاكى و بزرگى و يگانگى است.
خداوند، اين پيامبر را بر دشمنانش چيره مىكند و آنگاه كه او را نزد خويش فرا بر مىكشد، امّتش از پىِ او به اختلاف در مىافتند و تا زمانى كه خدا خواهد، در اين حال مىمانند. آنگاه مردى از امّتش بر كرانه اين نهر بر مىگذرَد، به معروف امر و از منكر
[١]. جايى است در سوريه، نزديك رَقّه بر حاشيه فرات.