دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٧ - ٤/ ١٢ پاسخهاى وافى امام به آن نامهها
خداى را سوگند، هر گاه خداوند، مردم را به ميزان فضيلتهاى مسلمانى و خيرخواهىشان براى [خشنودى] خدا و پيامبرش پاداش دهد، من اميدوارم كه بهره ما از اين پاداش بيش از ديگران باشد.
آنگاه كه محمّد ٦ [مردم را] به سوى ايمان به خدا و توحيد فرا خواند، ما خاندانپيامبر، نخستين ايمانآورندگان به او و تصديقكنندگان دينش بوديم و ساليانى، بىكم و كاست، بر اين حال بوديم، حال آن كه در پهنه زمين، از ساكنان عرب، كسى جز ما خدا را عبادت نمىكرد.
قوم ما خواستند كه پيامبرمان را بكشند و ريشه ما را بر كَنَند؛ به قصدهاى گرانْ آهنگِ ما كردند و كارهاى سنگين به زيان ما انجام دادند، ما را از طعام بازداشتند و از آب گوارا محروم كردند، جامه هراس بر تنمان پوشاندند، ديدهبانان و جاسوسان بر ما گماشتند، به دامنه كوهى ناهموار، ناگزيرمان پراكندند، آتش جنگ بر ما بر افروختند، ميان خويش عهدى نوشتند كه با ما به خوردن و آشاميدن ننشينند، نه به ما همسر دهند و نه بگيرند، با ما داد و ستد نكنند و تا پيامبر ٦ را براى كشتن و مُثله كردن به ايشان نسپاريم، امانمان ندهند.
و ما تنها در موسم [حج] ميان ايشان در امان بوديم؛ امّا خداوند ما را بر آن داشت كه از پيامبر ٦ پاسدارى كنيم، حريمش را نگاه داريم و تير در كمان و شمشير بر كف، شبانه و روزانه، در لحظههاى بيم، حرمتش را نگاهبان باشيم. مؤمنِ [خاندان] ما چنين مىكرد تا پاداش [پروردگار را] يابد و كافرِ [خاندان] ما بدينسان از ريشه [و كيان خود] حراست مىنمود.
امّا گروهى از قريش كه از آن پس، به اسلام گرويده بودند، از اين [تنگنا] كه ما در آن بوديم، بركنار بودند؛ زيرا يا به سببِ همپيمانى، آزارشان ممنوع بود و يا خويشاوندانى داشتند كه از ايشان دفاع مىكردند. پس هيچ كس به اندازهاى كه ما از قوممان ستم و آزار ديديم، نديد. آنمسلمانانديگر، [دستِ كم] از كشتهشدن در امان بودند. و اين حال، تا آنگاه كه خداوند مىخواست، ادامه يافت.
سپس خداوند، پيامبر خويش را فرمان هجرت داد و از آن پس، اجازهاش فرمود كه با مشركان نبرد كند. چون سرخىِ جنگ پديدار مىشد و [از سوى دشمن] فرياد برمىآيد كه فرود آييد، پيامبر ٦ خويشاوندان خود را برمىانگيخت و آنان گام پيش مىگذاشتند و ياوران پيامبر، او و مسلمانان را از لبه پيكانها و شمشيرها حفظ مىكردند. در جنگ بدر، عبيده، در هنگامه احُد، حمزه، و در نبرد موته، جعفر و زيد كشته شدند. آن كس كه اگر مىخواستم نامش