دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٥ - ٤/ ١٢ پاسخهاى وافى امام به آن نامهها
٢٣٩٢. امام على ٧ برگرفته نامه او به معاويه:
از بنده خدا على امير مؤمنان به معاوية بن ابى سفيان.
امّا بعد؛ مرد خولانى نامهاى از تو برايم آورد كه در آن از محمّد ٦ و نعمت هدايتگرى و ابلاغ وحى كه خداوند به او ارزانى فرمود، ياد كردهاى.
سپاسْ، از آنِ خداوندى است كه وعده او را راست ساخت و يارىاش را كامل كرد و او را در سرزمينها قدرت بخشيد و وى را بر همخاندانهاى كينهتوز و ستيزهگرش پيروز فرمود؛ همانان كه بر او تاختند، با او دشمنى ورزيدند، دروغگويش خواندند، دشمنانه به ميدانش آمدند، براى بيرون راندن او و ياران و خاندانش همداستان شدند، [اقوام] عرب را بر او شوراندند و براى جنگ با وى گردشان آوردند، در ستيز با او همه گونه كوشيدند، و كارها را بر او باژگونه [و دشوار] ساختند، تا آن گاه كه به ناخواستِ آنان، فرمان خدا چيرگى يافت.
البتّه كه خاندانِ او و بستگان نزديكش يكى پس از ديگرى، سختكوشترينِ مردم در آشوبگرى بر ضدّ وى بودند، مگر آنان كه خداوند، دامنشان را پاك نگاه داشت.
اى پسر هند! روزگار، شگفتْ چيزى از تو را بر ما پوشيده داشته بود. به كارى روى آوردى، ولى زشت و تباهش كردى، آنگاه كه از نعمتى كه خداوند متعال به پيامبرش و ما ارزانى فرمود، با ما سخن آغاز كردى. تو در اين كار، همانند كسى هستى كه خرما به هَجَر بَرَد (زيره به كرمان فرستد) يا همانند شاگردى نوآموز كه استاد تيراندازىاش را به مبارزه فرا خوانَد.
و چنين ياد كردهاى: «خداوند از مسلمانان، يارانى را براى او برگزيد و با ايشان يارىاش فرمود و جايگاهشان نزد پيامبر ٦ به ميزان فضيلتهاشان در مسلمانى است؛ و خيرخواهترينِ ايشان براى [خشنودىِ] خدا و پيامبرش، خليفه [ى اوّل] و جانشين اويند». به جانم سوگند كه جايگاه آن دو در اسلام، بلند است و سوگشان زخمى كارى براى اسلام است. خداوند، رحمتشان كناد و با نكوترين پاداش پاداششان دهاد!
و ياد كردهاى كه عثمان در فضيلت، سومين بود. اگر وى نيكوكار بود، خدايش به پاس نيكوكارى، پاداش دهاد و اگر گناهكار بود، زود است كه با پروردگارى آمرزنده ديدار كند كه هيچ گناهى نزد وى آن قدر بزرگ جلوه نمىكند كه قابل آمرزش او نباشد.