دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٣ - ٦/ ٥ سلطه ناكثين بر بصره با حيله
نوشته درآوردند و بر آن، پيمانهاى اكيد بستند و مردم را بر اين امر، گواه گرفتند. سپس اسلحهها بر زمين گذارده شد و عثمان بن حنيف، در خود، احساس امنيت كرد و لشكريان [وى] از گِردش پراكنده شدند.
٢١٦٦. شرح نهج البلاغة به نقل از ابو مخنف، در گزارش متن عهد نامه صلح: اين است آنچه عثمان بن حنيف انصارى و مؤمنان همراهش از پيروان اميرمؤمنان على بن ابى طالب، با طلحه و زبير و همراهانش از مؤمنان و پيروان مسلمانشان، بر آن، مصالحه نمودند:
همانا دارالحكومه، رُحْبه[١]، مسجد، بيت المال و منبر، در اختيار عثمان بن حنيف باشد و طلحه و زبير و همراهانشان حق دارند كه هر كجاى بصره كه مىخواهند، منزل كنند و كسى از طرفين، حق ندارد به ديگرى در راه و آب گاه و بازار و آب راه و استراحتگاه، آسيبى برساند تا اميرمؤمنان على بن ابى طالب به بصره بيايد. پس اگر [طرف مقابل] مايل بودند، در آنچه امّت داخل شدهاند، وارد شوند [كه هيچ]؛ و اگر نخواستند، هر گروه به سمت خواستههاى خود رود، يا جنگ و يا صلح، يا بيرون رفتن و يا ماندن، و عهد و ميثاق خداوند و حتى سختتر از پيمانى كه خداوند از پيامبرانش گرفته است، برعهده دو گروه باشد.
سپس نامه مُهر شد. عثمان بن حنيف بازگشت و وارد دارالحكومه شد و به ياران خود گفت: خدايتان رحمت كند! نزد خانواده خود برويد و اسلحه بر زمين گذاريد و زخمىها را مداوا كنيد.
چند روزى اين چنين، دست نگه داشتند.
٦/ ٥
سلطه ناكثين بر بصره با حيله
٢١٦٧. شرح نهج البلاغة به نقل از ابو مخنف: پس [از امضاى عهد نامه] طلحه و زبير گفتند: اگر على بيايد و ما اينچنين اندك و ناتوان باشيم، گردن ما را خواهد زد. از اين رو،
[١]. رُحْبه، نام روستايى است نزديك كوفه. همچنين صحن مسجد و ميدانهاى عمومى را نيز رُحْبه گويند. ظاهرا به تناسب سياق، در اين جا به معناى ميدان است.( م)