دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦١ - ٥/ ٥ فرستادن اشتر براى رويارويى با فتنه ابو موسى
حركت آنان براى يارى امام ٧ شد. مالك اشتر، توان بازكردن اين گره را داشت؛ زيرا پس از آن كه امام ٧ تصميم داشت ابو موسى را به همراه ساير كارگزاران عثمان عزل نمايد، او بود كه به امير مؤمنان، باقىگذاردن ابو موسى را در منصب زمامدارى كوفه پيشنهاد كرده بود.
برخى اسناد تاريخى تصريح مىكنند كه امام على ٧ به اشتر فرمود: «تو درباره ابو موسى وساطت كردى كه او را در كوفه ابقا كنم. اينك برو و آنچه را خراب كردهاى، اصلاح كن».
امّا از روايتى كه نصر بن مُزاحم آورده، چنين برمىآيد كه مالك، خود به امام ٧ پيشنهاد داد كه به كوفه رود و آنچه را ابوموسى بر هم ريخته، اصلاح نمايد.
٢١٥٦. تاريخ الطبرى به نقل از نصر بن مزاحم: اشتر نزد على ٧ رفت و گفت: اى اميرمؤمنان! به راستى كه من پيش از اين دو نفر، مردى را به كوفه فرستادم؛ ولى نديدم كارى انجام دهد و از [انجام دادن] آن، ناتوان بود، و اين دو (امام حسن و عمّار ياسر)، شايستهترين كسانى هستند كه فرستادى تا كار، آن گونه كه مىخواهى انجام شود؛ امّا نمىدانم چه خواهد شد.
اى امير مؤمنان كه خداوند، تو را گرامى بدارد! اگر صلاح مىدانى، مرا به دنبال آنان بفرست؛ زيرا مردم شهر [كوفه] از من نيك اطاعت مىكنند و اگر به سوى آنان روم، اميدوارم كه هيچكس از آنان با من مخالفت نكند.
على ٧ فرمود: «بدانان ملحق شو».
اشتر رفت تا به كوفه رسيد و مردم در مسجد بزرگ شهر، گِرد آمده بودند. اشتر بر هر قبيلهاى كه مىگذشت و جمعى از آنها را در جلسهاى يا مسجدى مىديد، دعوتشان مىكرد و مىگفت: همراه من به طرف قصر حكومتى (دار الإماره) بياييد.
او به همراه گروهى از مردم به قصر رسيد. به زور، وارد قصر شد. ابو موسى در نمازخانه قصر، ايستاده بود و براى مردم، سخنرانى مىكرد و آنان را از حركت، باز