دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٣ - ٦/ ٥ گذشتن سپاه از مدائن
شمشيرهاشان را به كمر بسته بودند. سپس گرداگرد اين زمين، خطّى كشيدند. آنگاه، اين درختان خرما را ديدم كه شاخههاى خود را به زمين زدهاند. نيز نهرى ديدم كه در آن، خون تازه روان بود و فرزندم حسين را ديدم كه در آن خون، غرقه بود و يارى مىخواست؛ امّا كسى به يارىاش نمىآمد. سپس ديدم كه آن مردان سپيدْچهره از آسمان فرود آمدند و ندا در دادند: اى خاندان پيامبر! صبور باشيد، صبور! شما به دست پليدترينِ مردم كشته مىشويد. و تو اى ابو عبد اللّه! اين بهشت، مشتاقِ توست.
آنگاه، [آن مردان سپيد روى] به سويم آمدند. پس مرا تسليت دادند و گفتند: مژده باد تو را اى ابو الحسن! هر آينه، فردا كه مردم نزد پروردگار جهانها به پا مىايستند، خداوند، چشم تو را به فرزندت حسين روشن گردانَد.
سپس بيدار شدم. اين بود آن خوابى كه ديدم. به آن كه جان على در دست اوست، سوگند، [پيامبر] راستگوىِ تأييد شده، ابو القاسم، مرا خبر داد كه همين خواب، آرى همين خواب را هنگامِ بيرون شدنم براى نبرد با تجاوزگران بهخودمان، خواهم ديد. اين، سرزمين كربلاست كه فرزندم حسين و پيروانش و دستهاى از فرزندان فاطمه، دختِ محمّد ٦ در آن دفن مىشوند. همانا اين مكان نزد آسمانيان مشهور است و آن را به نام سرزمين كرب و بلا (اندوه و آسيب) ياد مىكنند. هر آينه از اين زمين، گروهى برانگيخته خواهند شد كه بىمحاسبه، داخل بهشت مىشوند».
ر. ك: ج ١٢ ص ٥٥ (شهادت امام حسين در كربلا).
٦/ ٥
گذشتن سپاه از مدائن
٢٤٢٦. وقعة صِفّين به نقل از عمر بن سعد: سپس امام ٧ به سوى ساباط[١] رهسپار شد تا به شهر بَهُرَسير[٢] رسيد. آنجا، يكى از يارانش به نام حُرّ بن سهم بن طريف، از قبيله بنى ربيعة بن مالك، به آثار كسرا مىنگريست و به سخن ابن يعفر تميمى استناد مىجُست:
[١]. جايىدر عراق در نزديكى مدائن وبَهُرَسير كه به« ساباط كسرا» شناخته مىشود( معجمالبلدان: ج ٣ ص ١٦٦).
[٢]. جايى از توابع بغداد، نزديك مدائن و ساباط در غرب دجله( معجم البلدان: ج ١ ص ٥١٥).