دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٥ - ١٠/ ١٣ سرزنش اهل بصره از سوى امام
به خدا سوگند، او براى جمليان، شومتر از ماده شتر سرزمين حِجْر[١] بود. دشمن شما با آنچه خداوند انجام داد، جز بر كينهاش افزوده نشد و شيطان، جز بر طغيانشان نيفزود. آنان براى [بر پا داشتن] باطل آمدند و ستمگرانه بازگشتند. بهراستى كه برادران مؤمن شما در راه خدا پيكار كردند و به خداوند، ايمان داشتند و آمرزش الهى را آرزو مىكردند و ما بر حقّيم و آنان (دشمنان) بر باطلاند، و خداوند بهزودى ما و آنها را در روز قيامت، جمع مىكند. پس اينك براى خودم و شما طلب آمرزش مىكنم».
١٠/ ١٣
سرزنش اهل بصره از سوى امام
٢٢٩٤. الجمل: چون اميرمؤمنان، نامههاى پيروزى را نوشت، در ميان مردم به سخنرانى برخاست و خداوند متعال را حمد كرد و بر او ثنا گفت و بر محمّد و خاندانش درود فرستاد. سپس فرمود:
«امّا بعد؛ بهراستى كه خداوند، بخشنده مهربان و عزيزِ صاحب انتقام است. گذشت و آمرزش خود را براى اهل طاعت نهاده، و عذاب و كيفرش را براى كسى كه نافرمانى كند و دستورش را مخالفت نمايد و در دين، بدعت گذارَد. صالحان با رحمت او مدد يافتند.
اى اهل بصره! خداوند، مرا بر شما قدرت بخشيد و شما را به خاطر رفتارتان تسليم كرد. پس مبادا به كارهايى مانند كارهاى گذشته باز گرديد؛ چرا كه شما نخستين كسانى بوديد كه پيكار و اختلاف را آغاز كرديد و حق و انصاف را كنار نهاديد».
٢٢٩٥. الجمل بهنقل از حارثبنسريع: چون اميرمؤمنان بر مردم بصره پيروز شد و آنچه را در لشكرگاه دشمن بود، تقسيم كرد، به سخنرانى در ميان آنان ايستاد و خداوند را ستود و ثنا گفت و بر پيامبر او درود فرستاد و فرمود:
«اى مردم! بهراستى كه خداوند عز و جل داراى رحمت گسترده و آمرزش هميشگى براى اهل طاعت است و چنين مقدّر كرده كه كيفر و عِقابش براى گناهكاران باشد.
اى مردم بصره! اى اهالى شهرِ زير و رو شده! و اى سربازان زن! و اى پيروان چارپا! [همين كه آن حيوانْ] صدا كرد، پاسخ گفتيد و چون پِى شد، عقب نشستيد. مغزتان كوچك است و پيمانتان تفرقه، و دينتان دورويى است، و شما فاسقانى از دين به در رفتهايد.
[١]. اشاره به ناقه صالح دارد و حِجر، نام منطقه ثمود است كه در ميان راه مدينه و شام قرار دارد( معجم البلدان: ج ٢ ص ٢٢١).