اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٨٣ - ٥/ ٣ دشمن داشتنِ دشمن اهل بيت (عليهم السلام)
اى حنش! هر كه خوشحال مىشود كه بداند آيا دوستدار ماست يا دشمن ما، دلش را بيازمايد. اگر دوست ما را دوست داشته باشد، دشمن ما نيست و اگر دوست ما را دشمن داشته باشد، دوستدار ما نيست. خداوند متعال از دوستدار ما بر دوستى ما پيمان گرفته و در لوح محفوظ، نام دشمن ما را نوشته است. ماييم برگزيدگان [خدا] و پيشتازان ما [به سوى حوض كوثر]، پيشتازان پيامبران اند».
١٠٦٣. امام على عليه السلام: هر كه خدا را دوست داشته باشد، پيامبر را نيز دوست مىدارد و هر كه پيامبر را دوست داشته باشد، ما را نيز دوست مىدارد و هر كه ما را دوست داشته باشد، شيعيان ما را نيز دوست دارد.
١٠٦٤. امام صادق عليه السلام: هر كه دوستدار ما را دوست بدارد، هر آينه ما را دوست داشته است.
٥/ ٣ دشمن داشتنِ دشمن اهل بيت (عليهم السلام)
١٠٦٥. الأمالى، طوسى- به نقل از صالح بن ميثم تمّار-: در كتاب [پدرم] ميثم رضى الله عنه ديدم كه مىگويد: شبى را در خدمت امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام بوديم. به ما فرمود:
«هيچ بندهاى نيست كه خداوند، دلش را براى ايمان، صاف [و خالص] كرده باشد، مگر اين كه محبّت ما را در قلبش احساس مىكند و هيچ بندهاى نيست كه خداوند از او در خشم [و ناخشنود] باشد، مگر اين كه در قلبش نسبت به ما احساس بغض مىكند. بنا بر اين، ما از اين كه مؤمن، دوستمان مىدارد، شاد مىشويم و دشمنىِ كسى را كه با ما بغض مىورزد، مىدانيم. دوستدار ما، از رحمت خداوند- كه به واسطه محبّت ما هر روز، انتظار آن را مىكشد-، شادمان است و دشمن ما بناى خود را در لبه پرتگاهى در حال ريزش، پىريزى مىكند و گويى اين لبه او را در آتش دوزخ فرو مىافكند و گويى درهاى رحمت به روى اهل رحمت، گشوده