اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٨٧ - فصل چهارم پيشگويى پيامبر در باره ستم بر اهل بيت
شما او را درك كرد، يارىاش رساند».
انَس به همراه حسين عليه السلام كشته شد.
١٢١٢. مسند ابن حنبل- به نقل از عمارة بن زادان-: ثابت به نقل از انَس گفت: فرشته باران از پروردگارش اجازه خواست كه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله برود و خدا به او اجازه داد. پيامبر صلى الله عليه و آله به امّ سلمه فرمود: «بيرون، مواظب در باش كه كسى بر ما وارد نشود».
حسين عليه السلام آمد و خواست وارد اتاق شود؛ امّا ام سلمه مانع او شد. حسين، جستى زد و داخل شد و شروع كرد بر پشت پيامبر و بر روى شانه و گردن ايشان سوار شدن. آن فرشته به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: او را دوست دارى؟
فرمود: «آرى».
فرشته گفت: بدان كه امّت تو او را خواهند كشت و اگر بخواهى، مكانى را كه در آن كشته مىشود، به تو نشان مىدهم. سپس دستش را زد و مقدارى گِل سرخرنگ آورد. امّ سلمه آن را گرفت و در گوشه چارقد خود بست.
اطّلاع يافتيم كه آن سرزمين، كربلاست.
١٢١٣. المعجم الكبير- به نقل از امّ سلمه-: روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در اتاق من نشسته بود و فرمود:
«كسى بر من وارد نشود». من، [بيرون اتاق] منتظر ماندم. در اين هنگام، حسين عليه السلام وارد اتاق شد. صداى هق هق پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را شنيدم كه مىگريست. به داخل اتاق نگاهى افكندم. ديدم حسين در بغل پيامبر صلى الله عليه و آله است و ايشان به پيشانى او دست مىكشد و مىگريد. گفتم: به خدا، متوجّه نشدم كه او وارد شد!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «جبرئيل در اتاق با ما بود و گفت: او را دوست دارى؟ گفتم: از دنيا، آرى [همينها را دوست دارم]. جبرئيل گفت: بدان كه امّت تو اين را در سرزمينى به نام كربلا خواهند كشت». جبرئيل، از خاك آن جا مقدارى برداشت و به پيامبر صلى الله عليه و آله نشان داد.
زمانى كه حسين عليه السلام را محاصره كردند تا او را بكشند، فرمود: «نام اين سرزمين چيست؟». گفتند: كربلا. فرمود: «خدا و پيامبر او راست گفتند. اين جا سرزمين كَرب (اندوه) و بلاست».