اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٩ - ٣/ ٢ وظيفه كسى كه شناخت امام زمانش براى او ناممكن يا دشوار است
كه دوست مىداشتهاى، دوست بدار[٤١٦] و كسى را كه دشمن مىداشتهاى، دشمن بدار،[٤١٧] تا اين كه خداوند عز و جل او را آشكار گرداند.
٢٠٢. الكافى- به نقل از منصور، از كسى كه او نامش را برد-: به امام صادق عليه السلام گفتم: هر گاه زمانى آمد كه امامى را نديدم [و حضور نداشت] تا از او پيروى نمايم، چه كنم؟
فرمود: «كسى را كه دوست مىداشتى، دوست بدار و كسى را كه دشمن مىداشتى، دشمن بدار، تا آن كه خداوند عز و جل او را آشكار سازد».
٢٠٣. كمال الدين- به نقل از ابان بن تغلب-: امام صادق عليه السلام به من فرمود: «زمانى بر مردم مىآيد كه در آن زمان، دچار" سَبطه" مىشوند. در آن سبطه، علم همانند مار كه در سوراخش مىخزد، ميان دو مسجد- يعنى ميان مسجد الحرام در مكّه و مسجد النبى در مدينه- مىخزد و جمع مىشود، و مردم در اين حال اند كه ناگهان، خداوند عز و جل ستاره آنان را برايشان طالع مىكند».
گفتم: سبطه چيست؟
فرمود: «فترت و غيبت امامتان».
گفتم: در چنان وضعى، وظيفه ما چيست؟
فرمود: «بر عقيده خود بمانيد، تا آن هنگام كه خداوند عز و جل ستاره شما را برايتان طالع كند».
٢٠٤. كمال الدين- به نقل از عبد اللَّه بن سنان-: من و پدرم خدمت امام صادق عليه السلام رسيديم. ايشان فرمود: «چه مىكنيد آن گاه كه وضعى پيش آيد كه در آن، نه امام هدايتگرى ببينيد و نه نشانهاى نمايان و وضعى كه تنها، كسى به سلامت مىرَهَد كه چونان دعاى شخصِ در حال غرق شدن، دعا كند؟!».
پدرم گفت: هر گاه اين بلا بيايد، چه كنيم؟
[٤١٦]. يعنى: از ائمّه عليهم السلام و از اعتقاد به امامت آنان، دست بر مدار. البتّه دوست داشتن آنان، اقتضا دارد كه بهآنچه از آثارشان باقى مانده است، عمل شود و به راويان اخبارشان مراجعه شود. و احتمالًا مىتوان آن را تعميم داد كه شامل راويان و علماى ربّانى بشود؛ همانان كه در زمان روى كار آمدن امام نيز، كسانى كه امكان دسترس به او را ندارند، به ايشان مراجعه مىكنند( مرآة العقول: ج ٤ ص ٥٩).
[٤١٧]. يعنى: از پيشوايان باطل و ستم و پيروان آنان را دشمن بدار و اين، مستلزم دورى كردن از راه و رسم آنان، يعنى بدعتها و عقايد باطل و قياس و استحسانات است( مرآة العقول: ج ٤ ص ٥٩).