اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣١ - ٣/ ٢ وظيفه كسى كه شناخت امام زمانش براى او ناممكن يا دشوار است
امام فرمود: «تو كه چنان وضعى را درك نخواهى كرد؛ امّا هر گاه چنين شد، آنچه را در دست داريد، محكم بگيريد تا آن كه حقيقت برايتان آشكار شود [و امام ظهور كند]».
٢٠٥. الكافى- به نقل از عيسى بن عبد اللَّه-: به امام صادق عليه السلام گفتم: اگر [براى شما] پيشامدى كند- و خدا نكند آن روز را من ببينم- چه كسى را امام خود قرار دهم؟
امام صادق عليه السلام به فرزندش موسى عليه السلام اشاره فرمود. گفتم: اگر براى موسى [عليه السلام] پيشامدى كرد، چه كسى را امام خود گردانم؟
فرمود: «فرزندش را».
گفتم: اگر براى فرزندش پيشامدى كرد و برادر بزرگ و پسر كوچكى[٤٢١] از خود بر جاى نهاد، كدام يك را امام خود قرار دهم؟
فرمود: «فرزندش را» و سپس فرمود: «به همين ترتيب تا ابد».
گفتم: اگر او را نشناختم و جايش را ندانستم [، چه كنم]؟
فرمود: «مىگويى:" بار خدايا! من پيرو حجّتِ باقىمانده تو از فرزندانِ امام قبلى هستم". همين، برايت مُجزى است [و رفع تكليف مىكند]، إن شاء اللَّه».
٢٠٦. رجال الكشّى- به نقل از عبد اللَّه بن زراره-: زُراره، فرزندش عُبيد را فرستاد تا در باره امام كاظم عليه السلام پرس و جو كند؛ امّا پيش از مراجعت عُبيد، مرگ به سراغ زراره آمد. پس قرآن را برداشت و بالاى سرش گرفت و گفت: امامِ بعد از جعفر بن محمّد، كسى است كه نامش در اين كتاب، در جمله قرآن است و از جانب كسانى تعيين شده كه خداوند، فرمانبردارى از آنان را بر خلقش واجب ساخته است، و من به او ايمان دارم.
اين موضوع، به امام كاظم عليه السلام خبر داده شد و ايشان فرمود: «به خدا سوگند، زراره مهاجر به سوى خداوند متعال است».
[٤٢١]. يعنى: برادرش بزرگتر از پسرش بود.