اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٣ - ٢/ ١٤ عبد اللَّه بن عبّاس
٢/ ١٤ عبد اللَّه بن عبّاس
٤٠. المستدرك على الصحيحين- به نقل از عمرو بن ميمون-: من نزد ابن عبّاس نشسته بودم كه نُه گروه نزد او آمدند و گفتند: اى ابن عبّاس! يا با ما مىآيى، يا از ميان اين جماعت با ما خلوت مىكنى.
ابن عبّاس گفت: با شما مىآيم. او در آن روز، سالم بود و هنوز كور نشده بود.
آنها سخن آغاز كردند و ما نمىدانستيم چه مىگويند. پس ديديم كه او مىآيد، در حالى كه لباسش را مىتكاند و مىگويد: واى و صد واى! از كسى بدگويىمىكنند كه بيش از ده فضيلت دارد كه هيچ كس جز او ندارد. آنها به كسى طعن مىزنند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در باره او: «مردى را خواهم فرستاد كه خداوند هرگز او را بى پناه و بى كس نمىگذارد و خدا و پيامبرش را دوست دارد» تا آن كه گفت: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله جامه خود را بر گرفت و بر على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام نهاد و فرمود: « «خداوند، خواسته است پليدى را تنها از شما اهل بيت بزدايد و شما را كاملًا پاكيزه گرداند»».
٤١. تاريخ دمشق- به نقل از ابن عبّاس-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، حسن و حسين و على و فاطمه عليهم السلام را فرا خواند و جامهاى بر آنها گستراند. سپس فرمود: «خدايا! اينان اهل بيت و كسان من اند. پس هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملًا پاكشان گردان».
٤٢. كتاب من لا يحضره الفقيه- به نقل از ابن عبّاس-: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «... خدايا! هر يك از انبيا و پيامبران تو، گنجينه و اهل بيتى داشتهاند. على و فاطمه و حسن و حسين نيز اهل بيت و گنجينه من اند. پس هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملًا پاكشان گردان».