اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٧٧ - ٣/ ١ دوستى
٨٨٩. تفسير الطبرى- به نقل از ابو ديلم-: هنگامى كه على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام را به اسيرى آوردند و بر روى پلكان [مسجد] دمشق نگه داشتند، مردى از اهل شام برخاست و گفت: سپاس، خدايى را كه شما را بكُشت و ريشهتان را بر كَنْد و شاخِ فتنه را قطع كرد!
على بن الحسين عليه السلام به او فرمود: «آيا قرآن خواندهاى؟».
مرد گفت: آرى.
فرمود: «آيا آل" حا. ميم" را خواندهاى؟».
مرد گفت: قرآن خواندهام؛ امّا آل «حا. ميم» را نخواندهام.
فرمود: «نخواندهاى: «بگو: من به ازاى اين از شما مزدى نمىخواهم، مگر دوستى خويشاوندان»؟».
مرد گفت: شماييد آن خويشاوندان؟
فرمود: «آرى».
٨٩٠. المحاسن- به نقل از سلام بن مستنير-: از امام باقر عليه السلام در باره اين سخن خداى متعال:
«بگو: من به ازاى اين از شما مزدى نمىخواهم، مگر دوستى با خويشاوندان» پرسيدم.
فرمود: «به خدا سوگند، اين (دوستى)، فريضهاى است كه خداوند نسبت به اهل بيت محمّد بر عهده بندگان نهاده است».
٨٩١. امام باقر عليه السلام- در باره آيه: «بگو: من به ازاى اين از شما مزدى نمىخواهم، مگر دوستى با خويشاوندان»-: « [مقصود،] امامان عليهم السلام اند».
٨٩٢. امام باقر عليه السلام- در باره آيه: «بگو: هر مزدى كه از شما خواستم، از آنِ خودتان»-: [يعنى:] اين مزد- كه دوستى با خويشاوندان است و من جز آن، چيزى از شما نمىخواهم، در حقيقت براى خود شماست؛ زيرا شما به واسطه آن، هدايت مىشويد و به خوشبختى مىرسيد و در روز قيامت، از عذاب خدا رهايى مىيابيد.