اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣١ - فصل پنجم شيوه اهل بيت در شكيبايى و خرسندى
فصل پنجم: شيوه اهل بيت در شكيبايى و خرسندى
٧٣٨. امام حسين عليه السلام- در خطبه خود، هنگام آهنگ خروج به سوى عراق-: سپاس، خداى را و همان خواهد شد كه خدا مىخواهد و نيرو و توانى نيست، مگر از سوى خدا.
درود و سلام خدا بر پيامبر او باد! بر فرزندان آدم، مرگ، چونان گردنبندِ بر گردن دختركان، نقش بسته است. چه قدر شيفته ديدار گذشتگان خود هستم! و شيفتگى من، چونان اشتياق يعقوب به يوسف است. براى من قتلگاهى اختيار شده كه آن را خواهم ديد. گويى مىبينم كه گرگهاى بيابان، بندهاى پيكرم را ميان نواويس و كربلا پاره پاره مىكنند و از تن من، شكمهايى گرسنه و خالى پُر مىشود. از روزى كه با قلم [قضاى الهى] نگاشته شده، گريزى نيست. خشنودى خدا، خشنودى ما اهل بيت است. ما بر آزمون او شكيب مىورزيم و او پاداش شكيبايان را به كمال، به ما مىپردازد. پارههاى تن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از او دور نمىشوند و اينان در فردوس برين، بر ايشان صلى الله عليه و آله گرد آمدهاند و پيامبر صلى الله عليه و آله ديدگانش از ديدن آنها آرام مىگيرد و وعدهاش را براى آنها بر مىآورَد. هر كه در راهِ ما خون مىدهد و براى ديدار ما (/ ديدار خدا) آماده است، پس كوچ كند كه من به خواست خدا صبحْ كوچنده ام.
٧٣٩. امام زين العابدين عليه السلام: چون كار بر حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام دشوار شد، همراهيان او بدو نگريستند و او را بر خلاف خود يافتند؛ چرا كه هر گاه كار دشوار مىشد، رنگ آنها تغيير مىيافت و گوشت تنشان به لرزه و دلهاشان به تپش