اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٢٣ - ٣/ ٥ سلمان
راهب، همراه على عليه السلام به راه افتاد.
گفتهاند كه: وى چاشت و شام خود را با امير مؤمنان مىخورد تا اين كه در صفّين كشته شد. هنگامى كه مردم در صدد بر آمدند كشتگان خود را دفن كنند، امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «او را پيدا كنيد».
چون جسدش را يافتند، على عليه السلام بر وى نماز خواند و به خاكش سپرد و فرمود:
«اين مرد، از ما خاندان است» و چندين بار برايش آمرزش طلبيد.
٣/ ٤ سعدُ الخَير
١٣٦٢. الاختصاص- به نقل از ابو حمزه-: سعد بن عبد الملك- همو كه از فرزندان عبد العزيز بن مروان بود و امام باقر عليه السلام وى را «سعد الخير» مىناميد- بر امام باقر عليه السلام وارد شد، در حالى كه مانند زنان مىگريست و اشك مىريخت. امام عليه السلام فرمود: «اى سعد! چرا گريه مىكنى؟».
گفت: چگونه گريه نكنم، حال آن كه من از شجره [و تبارى] هستم كه در قرآن، لعنت شده است؟!
امام عليه السلام به او فرمود: «تو از اين شجره (بنى اميّه) نيستى. تو امَوىاى هستى كه از ما خاندان شمرده مىشوى. مگر نشنيدهاى اين سخن خداى عز و جل را كه از قول ابراهيم نقل مىكند: «پس هر كه از من پيروى كند، او از من است»؟».
٣/ ٥ سلمان
١٣٦٣. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله- در حديثى خطاب به على عليه السلام كه در آن، يادآورى كرد كه بهشت، مشتاق سه كس است و پس از اين كه على عليه السلام و عمّار را نام برد-: و سلمان، كه از ما اهل بيت است. او آدم خيرخواهى است. پس وى را براى خودت برگزين.