اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٢١ - فصل سوم مسئوليت عالمان
پست را مىگيرند و مىگويند: بخشيده خواهيم شد». تو در سراى ماندگارى نيستى. تو در سرايى هستى كه بانگ رحيل سر داده است. مگر انسان پس از همگنانش [كه رفتهاند]، چه اندازه مىزِيَد؟! خوشا به حال كسى كه در دنيا هراسناك به سر برد و بدا به حال آن كسى كه بميرد و پس از او گناهانش بماند!
بر حذر باش؛ زيرا خبردار شدهاى و بشتاب؛ زيرا مهلتت محدود است. تو با كسى معامله مىكنى كه نادان نيست و آن كه مراقب توست، [لحظهاى] غافل نمىشود. آماده شو؛ زيرا سفرى دور و دراز به تو نزديك شده است و [درد] گناهت را درمان كن؛ زيرا مرضى سخت به جانت راه يافته است.
گمان مبر كه قصدم توبيخ و سرزنش و نكوهش كردن توست؛ بلكه مىخواهم خداوند، انديشه از دست رفتهات را جان دهد و دين از كف رفتهات را به تو باز گرداند و اين سخن خداى متعال در كتابش را يادآور شوم كه فرموده است: «يادآورى كن كه يادآورى، مؤمنان را سود مىبخشد».
تو ياد آن عدّه از همسالان و همگنانت را كه رفتهاند، به دست غفلت سپردهاى و پس از آنان، چونان تك شاخ قوچى هستى كه شاخ ديگرش شكسته است [و تنها و بى ياور ماندهاى]. بنگر كه آيا آنان نيز به همان بلايى گرفتار شدند كه تو شدهاى يا آنها هم در همان مهلكهاى افتادند كه تو افتادهاى؟ و يا آيا فكر مىكنى خيرى را يادآور شدهاى كه آنان فرو گذاشتند و چيزى را مىدانى كه آنان نمىدانستند؟ [نه چنين است؛] بلكه تو از مقام [و منزلتى] بهرهمند گشتهاى كه سبب شده است تا در دلهاى توده مردم جاى گيرى و به تو عشق ورزند. پس، از انديشهات پيروى مىكنند و فرمان تو را به كار مىبندند. اگر تو چيزى را روا شمارى، آنان نيز روايَش مىشمارند و اگر چيزى را ناروا دانى، آنها نيز آن را ناروا مىدانند، حال آن كه تو از اين شايستگى برخوردار نيستى؛ امّا علاقه آنان به آنچه تو دارى (علم) و از دست رفتن علمايشان و چيره آمدن نادانى بر تو و بر ايشان و رياستطلبى و دنياخواهى تو و آنان، موجب شده است تا از تو پشتيبانى و پيروى كنند. آيا نمىبينى كه تو خود، گرفتار چه جهل و غفلتى شدهاى و مردم دچار چه بلا و فتنهاى گشتهاند؟! بى گمان، تو آنان را گرفتار كردهاى و به فتنه در افكندهاى و از كار و زندگى بازشان داشتهاى؛ زيرا همه مشتاق آن اند كه در دانش، به پايه تو برسند يا به مانند آنچه تو دست يافتهاى، دست يابند. از اين رو، به واسطه تو به دريايى كه ژرفايش ناپيداست و به بلايى كه اندازهاش نامعلوم است، در افتادند. خدا به داد ما و تو برسد و اوست كه