اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٢٥ - ٤/ ٦ حجّ اهل بيت (عليهم السلام)
٧٢٩. المعجم الكبير- به نقل از مصعب بن عبد اللَّه-: حسين عليه السلام بيست و پنج بار، پياده به حج رفت.
٧٣٠. ربيع الأبرار: حسين بن على عليه السلام را ديدند كه خانه خدا را طواف مىكند و سپس به مقام مىرود و نماز مىگزارَد و آن گاه گونهاش را بر مقام مىنهد و مىگريد و مىگويد:
«بنده ناچيز تو به درگاهت آمده است .... گداى تو به درگاهت آمده است. مسكين تو به درگاهت آمده است» و اين سخن را بارها تكرار مىكرد.
٧٣١. امام باقر عليه السلام: [پدرم] على بن الحسين عليه السلام شترى داشت كه با آن، بيست و دو بار به حج رفته بود و هرگز آن را شلّاق نزد. پس از رحلت [پدرم] على بن الحسين عليه السلام آن شتر، بى آن كه ما بفهميم، خارج شد. يكى از خادمان يا غلامان ما خبر آورد كه شتر بر سرِ قبر على بن الحسين عليه السلام رفته و گردن خود را به خاك مىمالد و مىنالد. من گفتم:
«آن را در يابيد و پيش از آن كه آن را بشناسند و ببينند، نزد من بياوريد».
اين شتر، هرگز قبر را نديده بود.
٧٣٢. تهذيب الكمال- به نقل از سفيان بن عيينه-: امام زين العابدين عليه السلام حج گزارد و چون احرام بست و مركبش آماده گشت، رنگش زرد شد و لرزه بر اندامش افتاد و نتوانست لبّيك بگويد. گفته شد: چرا لبّيك نمىگويى؟
فرمود: «مىترسم بگويم: لبّيك و خداوند بفرمايد: لا لبّيك».
گفته شد: ولى بايد لبّيك بگويى.
چون لبّيك گفت، بيهوش شد و از مركب به زير افتاد و پيوسته همين حال را داشت تا حجّش را گزارْد.