اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٤٣ - فصل ششم شيوه اهل بيت در طلب معاش
٧٥٣. امام صادق عليه السلام- در يادكرد از امام على عليه السلام-: به خدا سوگند، او هزار برده را در راه خداوند عز و جل آزاد كرد. دستان ايشان به خاطر آزاد كردن اين بردهها زخم شده بود.
٧٥٤. الغارات- به نقل از عبد اللَّه بن الحسن [بن الحسن] بن على بن ابى طالب عليه السلام-: على عليه السلام هزار خانوار را با درآمدى كه با پينه دست و عرق جبين، به دست آورده بود، آزاد كرد.
٧٥٥. امام صادق عليه السلام: محمّد بن منكدر مىگفت: من گمان نمىكردم امام زين العابدين عليه السلام جانشينى برتر از خود بنهد، تا آن كه پسرش امام باقر عليه السلام را ديدم و خواستم بدو پند دهم؛ ولى او مرا پند داد.
دوستانش به منكدر گفتند: امام عليه السلام به چه چيزى تو را پند داد؟
گفت: در ساعات گرم روز به يكى از مناطق مدينه رفتم. امام باقر- كه مردى تنومند و سنگين بود- مرا ديد. او به دو غلام سياه يا دو برده تكيه كرده بود. با خود گفتم: سبحان اللَّه! در اين ساعت، بزرگى از بزرگان قريش، در طلب دنياست! خوب است او را اندرز دهم. به او نزديك شدم و سلام كردم. او در حالى كه عرق مىريخت، به تندى جواب سلام مرا داد. گفتم: خدا حالت را نيكو گردانَد! بزرگى از بزرگان قريش، در اين ساعت در طلب دنياست!؟ هيچ مىدانى اگر در اين وضع، مرگ تو فرا رسد، چه مىكنى؟
فرمود: «اگر مرگم در اين وضع فرا رسد، در حالى فرا رسيده است كه من در حال فرمانبرى از خدا هستم و با اين فرمانبرى و اطاعت، خود و خانوادهام را از نياز به تو و مردم باز مىدارم. من از اين مىهراسم كه اگر مرگم، در حال معصيت خدا رسد، چه كنم».
گفتم: خدا بر تو رحمت آورَد! راست مىگويى. من خواستم به تو پند دهم؛