اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٥ - ١/ ٢٠ آشتى با آنها، آشتى با پيامبر (ص) و جنگ با آنها، جنگ با پيامبر (ص) است
فاطمه عليهم السلام نگريست و فرمود: «من با هر كه با شما سر جنگ داشته باشد، سر جنگ دارم و با هر كه آشتى شما را در پيش گيرد، آشتى در پيش مىگيرم».
٣٥٨. شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد- به نقل از زيد بن ارقم-: در خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بوديم. به ايشان در اتاقِ خود وحى مىشد و ما منتظر او بوديم، تا اين كه گرما شدّت گرفت. على بن ابى طالب به همراه فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام آمدند و در سايه ديوارى به انتظار پيامبر صلى الله عليه و آله نشستند. چون پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون آمد، آنها را ديد و به سوى آنها رفت، در حالى كه ما در جاى خود ايستاده بوديم. سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى ما آمد، در حالى كه با جامهاش بر سر آنها سايه انداخته بود. يك سرِ جامه را پيامبر و سرِ ديگر آن را على عليه السلام گرفته بود و پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمود: «خدايا! من آنها را دوست دارم. پس آنها را دوست بدار. خدايا! من با هر كه با آنها آشتى در پيش گيرد، آشتى در پيش مىگيرم و با هر كه با آنها سرِ جنگ داشته باشد، سرِ جنگ دارم». پيامبر صلى الله عليه و آله اين سخن را سه بار تكرار نمود.
٣٥٩. المناقب، خوارزمى- به نقل از ابو بكر-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را كه خيمهاى برپا كرده و بر كمان عربى تكيه داده بود و در آن خيمه، على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام بودند، ديدم كه فرمود: «اى گروه مسلمانان! من با هر كه با اهل خيمه (على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام) آشتى در پيش گيرد، آشتى در پيش مىگيرم و با هر كه با ايشان سرِ جنگ داشته باشد، سر جنگ دارم و دوستدار كسى هستم كه دوستدار آنهاست. آنها را دوست ندارد، مگر انسان نيكبخت حلالزاده و آنها را دشمن نمىدارد، مگر نگونبختِ ناپاكزاده».
٣٦٠. امام زين العابدين عليه السلام: روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشسته بود و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام نزد او بودند، كه فرمود: «سوگند به كسى كه مرا به حق مژدهرسان بر انگيخت، بر روى زمين، هيچ كس نزد خداوند عز و جل محبوبتر و گرامى تر از ما نيست.
خداوند- تبارك و تعالى- نام مرا از يكى از نامهاى خودش مشتق ساخت؛