اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢ - چند نكته در باره سند اين متن
چند نكته در باره سند اين متن
الف- تنها مستند سندِ ياد شده، گفته شيخ نور الدين عبد اللَّه بَحرانى (مؤلّف عوالم العلوم و از علماى قرن دوازدهم هجرى) است كه بر فرض ثبوت، مىگويد: «به خطّ سيّد هاشم بحرانى ديدم ...»؛ ولى صحّت تشخيص ايشان در اين كه آن خط، ضرورتاً خطّ سيّد هاشم بحرانى بوده است، قابل اثبات نيست!
ب- سيّد هاشم بحرانى[٨١] كه اين سند، منسوب به اوست، اين حديث را در كتابهاى خود (غاية المرام و تفسير البرهان) نياورده است، با اين كه او در اين كتابها به جمعآورى احاديث، همّت داشته است، نه ارزيابى و تصحيح آنها؛ بلكه آنچه او در اين كتابها آورده، سنداً و متناً مخالف چيزى است كه اين خط به او نسبت مىدهد.
ج- بسيارى از محدّثان بزرگ شيعه، همچون: كلينى، طوسى، مفيد، طَبْرِسى و ابن شهرآشوب- كه در اين سلسله سند آمدهاند-، در كتب خود، حديث كسا را به گونه ديگرى آوردهاند كه مخالف متن مورد بحث است.[٨٢]
د- سلسله سندى كه براى اين متن در حاشيه عوالم ذكر شده، به قدرى اشكال دارد كه اگر كسى اطّلاعى از علم رجال داشته باشد، نادرست بودن آن را آشكارا تشخيص مىدهد.[٨٣]
[٨١]. او سيّد هاشم بن اسماعيل كتكانى بحرانى( م ١١٠٧ ق) است كه در كتكان از نواحى بحرين به دنيا آمد. تراجمنويسان، شخصيت علمى و عملى او را ستودهاند. او از شيخ حر عاملى اجازه نقل حديث داشت. گفته شده:« او ٧٥ كتاب تأليف كرد؛ امّا نوشتههايش از غلو و سستى خالى نيست»( ر. ك: أعيان الشيعة: ج ١٠ ص ٢٤٩، أمل الآمل: ج ٢ ص ٣٤١، رياض العلماء: ج ٥ ص ٣١٠، العلّامة السيّد هاشم البحرانى، فارس تبريزيان).
[٨٢]. براى نمونه، ر. ك: الأمالى، طوسى: ص ٢٦٣ و ٣٦٨، الأمالى، صدوق: ص ٣٨١- ٣٨٢، مجمع البيان: ج ٨ ص ٥٥٩. نيز، براى مطالعه گستردهتر همه نقلها، ر. ك: ص ٣٤- ٣٩ و ٥٤- ٩٩ از همين كتاب.
[٨٣]. در اين خصوص مطالب زير، شايان توجّه اند:
اوّلًا: محقّق محترم كتاب عوالم العلوم، در پانوشت كتاب در باره سند مزبور مىنويسد:
گفتهاند: سيّد ماجد بحرانى كه در سند اين روايت آمده، اگر پسر هاشم بن على باشد كه شرح حال او را-