اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٩ - ٢/ ٤ آشنايى با همه زبان ها
زبان سريانى شنيديم. ايشان چيزى را مىخواند و مىگريست، تا جايى كه برخى از ما نيز گريستند.
٥٠٦. المناقب، ابن شهرآشوب- به نقل از موسى بن اكيل نُمَيرى-: به درِ خانه امام باقر عليه السلام آمديم تا اجازه ورود بگيريم. در اين هنگام، صداى حزينى را شنيديم كه به عبرانى مىخواند. پس بر ايشان وارد شديم و از صاحب اين صدا پرسش كرديم. فرمود:
«مناجات ايليا را به ياد آوردم و از آن به گريه افتادم».
٥٠٧. الخرائج و الجرائح- به نقل از احمد بن قابوس، از پدرش-: گروهى از مردم خراسان بر امام عليه السلام صادق وارد شدند. پيش از اين كه آنها چيزى بپرسند، ايشان فرمود: «هر كه مالى جمع كند و آن را نگه دارد، خداوند به همان مقدار كيفرش مىكند».
آنها به فارسى گفتند: ما عربى نمىفهميم.
امام عليه السلام به زبان فارسى فرمود: «هر كه دِرَم اندوزد، جزايش دوزخ باشد».
٥٠٨. الكافى- به نقل از ابو بصير-: به امام كاظم عليه السلام گفتم: فدايت گردم! امام چگونه شناخته مىشود؟
فرمود: «با ويژگىهايى. نخستين آنها، اين است كه پيشتر در موردى، از پدر او اشارهاى به او شده تا همين اشاره بر مردم حجّت باشد. از او مىپرسند و او پاسخ مىدهد و اگر در موردى خاموشى ورزند، او سخن آغاز مىكند (پاسخ سؤالى را كه در ذهن دارند، مىدهد) و خبر از فردا مىدهد و با مردم با هر زبانى سخن مىگويد».
سپس به من فرمود: «اى ابو محمّد! پيش از آن كه بلند شَوى، نشانهاى را به آگاهى تو مىرسانم». طولى نكشيد كه مردى از اهالى خراسان بر ما وارد شد. او با امام عليه السلام با زبان عربى سخن گفت و امام عليه السلام به فارسى پاسخ او را داد. مرد خراسانى به امام گفت:
قربانت گردم! به خدا سوگند، آنچه مانع از اين شد كه با تو به زبان خراسانى سخن بگويم، اين بود كه گمان مىكردم تو زبان خراسانى را نيكو نمىدانى.
امام عليه السلام فرمود: «سبحان اللَّه! اگر من نمىتوانستم به خوبى پاسخ تو را بدهم،