اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩٥ - ٤/ ٢ سختكوشى اهل بيت (عليهم السلام) در عبادت
فرزندان على عليه السلام، جز على بن الحسين عليه السلام توان عمل او را نداشت.
٦٧٩. الأمالى، طوسى- به نقل از عمرو بن عبد اللَّه بن هند جملى، در باره امام باقر عليه السلام-: چون فاطمه دختر على بن ابى طالب عليه السلام، سختكوشىِ پسر برادرش على بن الحسين عليه السلام را در عبادت ديد، نزد جابر بن عبد اللَّه بن عمرو بن حزام انصارى آمد و به او گفت: اى صحابى پيامبر خدا! ما بر شما حقوقى داريم و از حقّ ما بر شما اين است كه هر گاه شما يكى از ما را ديديد كه با سختكوشى، خود را نابود مىكند، خدا را به او ياد آوريد و از او بخواهيد جانش را حفظ كند. اين، على بن الحسين است كه از سختكوشى در عبادت، بينىاش ترك برداشته و پيشانى و زانوان و دو كف دستش پينه بسته است.
جابر بن عبد اللَّه به درِ خانه على بن الحسين عليه السلام رفت و بر كنارِ در، امام باقر را در ميان جمعى نوجوان از بنى هاشم ديد كه در آن جا گرد آمده بودند. جابر در حالى كه به آن سو مىرفت، بدو نگريست و گفت: اين راه رفتن و خوى پيامبر خداست. اى نوجوان! تو كيستى؟
فرمود: «من محمّد بن على بن الحسين هستم».
جابر بن عبد اللَّه گريست و آن گاه گفت: به خدا، تو به حق، شكافنده علم هستى.
نزديك من آى، پدرم و مادرم فداى تو باد!
امام عليه السلام نزديك او رفت. جابر جامهاش را گشود و دست ايشان را بر سينهاش گذاشت و آن را بوسيد و چهرهاش را بر دست و چهره امام عليه السلام نهاد و به ايشان گفت: سلامِ نيايَت، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را به تو مىرسانم. او به من دستور داده است كه سلامش را به تو برسانم.
پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود: «باشد كه تو آن قدر زندگى كنى و باقى باشى تا فرزندى از فرزندان مرا ديدار كنى كه نامش محمّد است و علم را به كمال مىشكافد». پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود:
«تو آن قدر زنده خواهى ماند كه كور شوى و سپس نور به ديدگانت باز گردد».
امام باقر عليه السلام فرمود: «او به من گفت: از پدرت اجازه بگير تا به ديدارش روم».
امام باقر عليه السلام بر پدرش وارد شد و او را آگاه كرد و فرمود: پيرمردى بر درِ خانه است كه با من چنين و چنان كرد.
امام [زين العابدين] عليه السلام فرمود: «فرزندم! او جابر بن عبد اللَّه است» و سپس فرمود: