اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٩ - ٤/ ٢ سختكوشى اهل بيت (عليهم السلام) در عبادت
گفتم: بيدار. تو كه چنين مىكنى، ديگر ما بايد چه كنيم؟!
امام عليه السلام ديده بر هم نهاد و گريست و سپس فرمود: «اى حبّه! خداوند، جايگاهى دارد و ما در برابر او جايگاهى داريم كه چيزى از اعمال ما بر او پنهان نمىمانَد. اى حبّه! خداوند از رگ گردن به من و تو نزديكتر است. اى حبّه! هرگز چيزى من و تو را در برابر خدا پنهان نمىكند».
سپس فرمود: «اى نوف! تو خواب هستى؟».
گفت: خير، اى امير مؤمنان! من خواب نيستم و امشب فراوان گريستهام.
امام عليه السلام فرمود: «اى نوف! اگر امشب از هراس خدا گريسته باشى، فردا روز، چشمت در برابر خداوند عز و جل روشن خواهد بود. اى نوف! قطرهاى اشك از ترس خدا از ديده كسى فرو نمىغلتد، مگر آن كه درياهايى از آتش را فرو مىنشانَد. اى نوف! منزلت هيچ كس نزد خدا از كسى كه از هراسِ خدا بگريد و براى خدا دوست بدارد و در راه خدا كينه ورزد، بيشتر نيست. اى نوف! هر كس در راه خدا محبّت ورزد، چيزى را بر محبّت او ترجيح نمىدهد و هر كس در راهِ خدا كينه ورزد، خيرى به كينهتوزانِ او نمىرسد. در اين هنگام است كه حقايق ايمان را به كمال رساندهايد».
سپس امام عليه السلام آن دو را پند و اندرز داد و در پايانِ سخن فرمود: «از خدا ترسان باشيد كه شما را بيم دادم». سپس در حالى كه مىگذشت، فرمود: «اى كاش مىدانستم كه در غفلتهاى خويش، تو از من روى بر تافتهاى يا بر من مىنگرى! و اى كاش در خواب طولانى و كمىِ سپاسگزارىام به خاطر نعمتهاى تو بر خود، مىدانستم كه چه وضعى دارم!».
به خدا سوگند، امام عليه السلام همچنان در اين حال بود تا سپيده دميد.