اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٤٧ - ٢/ ٤ پيوستن به جرگه يهود و نصارا
گفتم: اى پيامبر خدا! هر چند روزه بگيرد و نماز بخواند؟
فرمود: «هر چند روزه بگيرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند».
١١٦١. الأمالى، طوسى- به نقل از حنّان بن سدير، از سديف مكّى، از امام باقر عليه السلام، از جابر بن عبد اللَّه انصارى-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله تشريف آورد و بر منبر رفت و مهاجران و انصار براى نماز جمع شدند. آن گاه فرمود: «اى مردم! هر كه ما اهل بيت را دشمن بدارد، خداوند، او را يهودى محشور مىكند».
من برخاستم و گفتم: اى پيامبر خدا! اگر چه شهادت دهد كه معبودى جز خداى يكتا نيست و تو پيامبر خدا هستى؟
فرمود: «آرى، اگر چه شهادت دهد. او با شهادت دادن [به يگانگى خدا و رسالت من]، فقط سبب مىشود كه خونش ريخته نشود يا با دست خود و ذليلانه جزيه ندهد».
سپس فرمود: «اى مردم! هر كس ما اهل بيت را دشمن بدارد، خداوند در روز قيامت، او را يهودى محشور مىكند و اگر به زمان دجّال برسد، به او ايمان مىآورد و اگر آن زمان را درك نكند، از گورش برانگيخته مىگردد تا به او ايمان بياورد. همانا پروردگارم عز و جل، در ابتداى خِلقت كه گِل آدميان را مىسرشتند، امّت مرا برايم مجسّم نمود و نام همه افراد امّتم را به من آموخت، همان گونه كه تمام نامها را به آدم، تعليم داد. پس پرچمداران از برابر من گذشتند و من براى على و شيعيان او آمرزش طلبيدم».
حنّان گفت: پدرم به من گفت: اين حديث را بنويس و من نوشتم. فردا به جانب مدينه حركت كرديم و وارد آن شديم و خدمت امام صادق عليه السلام رسيديم. من به ايشان گفتم: فدايت شوم! مردى از مكّيان به نام سديف، حديثى از پدرتان به من گفته است.
فرمود: «آن را حفظ دارى؟». گفتم: مكتوبش كردهام. فرمود: «بده ببينم». من آن را به امام عليه السلام نشان دادم. چون به جمله «در آن هنگام كه گل آدميان را مىسرشتند، خداوند، امّت مرا برايم مجسّم نمود و نام همه افراد امّتم را به من آموخت، همان گونه كه