اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٧ - ٢/ ٥ آشنايى با زبان پرندگان و هر جانور ديگر
ترك كرد و در حالى كه ضجّه مىزد، به سوى امام عليه السلام دويد. امام عليه السلام او را نگاه داشت و به من دستور داد چوپان را به سوى او بخوانم. من نيز چنين كردم.
امام عليه السلام به او فرمود: «اى چوپان! اين گوسفند از تو مىنالد و ادّعا مىكند كه دو مرد را مأمور [دوشيدن شير] او كردهاى و در دوشيدن شير بر او ستم مىكنى و وقتى شامگاه به سوى صاحبش مىرود، ديگر در او شير نمىيابد. اگر از ستمِ بر او دست شستى، چه بهتر، و گرنه، از خدا مىخواهم عمر تو را كوتاه كند».
چوپان گفت: گواهى مىدهم خدايى جز خداى يكتا نيست و محمّد، پيامبر خداست و تو جانشين اويى. از تو مىخواهم به من بگويى از كجا اين مقام را يافتهاى؟
امام جواد عليه السلام فرمود: «ما گنجوران علم و غيب و حكمت خدا و جانشينان پيامبران او و بندگانى ارجمنديم».
٥١٨. دلائل الإمامة- به نقل از عبد اللَّه بن سعيد-: محمّد بن على بن عمر تَنوخى به من گفت: امام جواد عليه السلام را ديدم كه با گاوى سخن مىگفت و آن گاو، سرش را تكان مىداد. به ايشان گفتم: نه؛ بلكه [اگر راست مىگويى،] دستور بدهگاو با تو سخن بگويد.
فرمود: «زبان پرندگان را به ما آموختهاند و ما از هر چيزى بهره داريم». امام عليه السلام سپس به گاو گفت: «بگو: لا إله إلّااللَّه وحده لا شريك له».
گاو، آن را گفت و سپس امام عليه السلام با دست خود، سر او را نوازش داد.