اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧٧ - فصل نهم كلّيات مكارم اخلاقى اهل بيت
٧٩٦. السنن الكبرى، بيهقى- به نقل از زيد بن ثابت، وقتى به وى گفته شد: براى ما در باره بخشى از اخلاق پيامبر صلى الله عليه و آله سخن بگو-: من همسايه او بودم. هر گاه وحى نازل مىشد، به دنبال من مىفرستاد و من نزد او مىآمدم و وحى را مىنگاشتم. هر گاه ياد دنيا در ميان بود، او هم با ما ياد دنيا مىكرد و هر گاه ياد آخرت در ميان بود، او هم با ما ياد آخرت مىكرد و هرگاه از خوراك، سخن به ميان مىآورديم، او هم با ما سخن از آن به ميان مىآورد. آيا مىخواهيد همه آنها را برايتان بگويم؟
٧٩٧. المغنى عن حمل الأسفار- در باره آداب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله-: نمىشد كه در حال نماز، كسى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بنشيند، مگر اين كه ايشان نمازش را كوتاه مىساخت و به او روى مىكرد و مىفرمود: «آيا نيازى دارى؟». وقتى از تأمين نياز او فارغ مىشد، به نمازش باز مىگشت.
٧٩٨. سنن أبى داوود- به نقل از جابر بن عبد اللَّه-: پيامبر صلى الله عليه و آله در راه، پشت سر همه حركت مىكرد و ناتوان را يارى مىرساند و پشت سر خود، سوار مىكرد و براى او دعا مىنمود.
٧٩٩. السنن الكبرى، بيهقى- به نقل از ابو امامه، از يكى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مسلمانان مسكين و ضعيف را كه بيمار بودند، عيادت مىنمود و جنازهشان را تشييع مىكرد و هيچ كس جز او بر آنها نماز نمىخواند. زنى درمانده از اهالىِ عوالى،[١٣٥٣] بيمارىاش طولانى شد و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از همسايگانى كه به ديدار او مىرفتند، حال آن زن را جويا مىشد و به آنان فرمان داد اگر آن زن از دنيا رفت، به خاكش نسپرند تا اين كه ايشان بر او نماز بگزارد. شبى اين زن در گذشت و او را با جنازهها- يا گفت: به مكان جنازهها- به مسجد پيامبر خدا آوردند تا پيامبر صلى الله عليه و آله، آن
[١٣٥٣]. عوالى، به روستاهاى اطراف مدينه از دو ميلى تا هشت ميلى گفته مىشود.