اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٦٩ - فصل دوم حرام بودن بهشت بر كسى كه به اهل بيت ستم كند
١١٨٧. امام على عليه السلام: به خدا سوگند كه من با همين دو دست كوتاه خود، دشمنانمان را از رسيدن به حوض [كوثرِ] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دور مىكنم و دوستدارانمان را به كنار آن مىآورم.
١١٨٨. امام على عليه السلام: من با پيامبر خدا و عترتم و دو فرزندم، در كنار حوض [كوثر] هستيم و ما دشمنان خود را از آن دور مىكنيم و ياران و دوستانمان را از آن، آب مىدهيم. هر كه شربتى آب از آن بنوشد، ديگر هرگز تشنه نمىشود.
١١٨٩. المعجم الكبير- به نقل از انس بن مالك-: بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وارد شدم. فرمود: «به من، كوثر داده شد».
گفتم: اى پيامبر خدا! كوثر چيست؟
فرمود: «نهرى است در بهشت كه طول و عرض آن از مشرق تا مغرب است. هر كس از آن بياشامد، ديگر هرگز تشنه نمىشود و هر كس با آب آن، خود را بشويد، ديگر هرگز خاكآلود نمىشود. هر انسانى كه پيمان مرا بشكند يا اهل بيت مرا به قتل رساند، از آن نخواهد آشاميد».
١١٩٠. المعجم الكبير- به نقل از على بن ابى طلحه، وابسته بنى اميّه-: معاوية بن ابى سفيان با معاوية بن حديج به حج رفتند. اين معاويه يكى از ناسزاگوترين مردمان به على بود.
وى در مدينه از ميان مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله گذشت. حسن بن على، در ميان جمعى از يارانش نشسته بود. به وى گفته شد: اين معاويه بن حديج است كه پيوسته به على عليه السلام ناسزا مىگويد.
فرمود: «اين مرد را نزد من آوريد».
يك نفر نزد معاويه رفت و گفت: تو را خواسته است. اجابت كن.
معاويه پرسيد: چه كسى؟
گفت: حسن بن على.
معاوية بن حديج نزد ايشان آمد و سلام كرد. حسن بن على عليه السلام گفت: «تو معاوية بن حديج هستى؟».