اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦١٣ - ٤/ ٣ نماز اهل بيت (عليهم السلام)
٧٠٦. امام صادق عليه السلام: پدرم عليه السلام مىفرمود: هر گاه على بن الحسين- كه درودهاى خدا بر آن دو باد- به نماز بر مىخاست، گويى ساقه درختى بود؛ چيزى از آن حركت نمىكرد، مگر آنچه باد آن را به حركت در مىآوَرد».
٧٠٧. علل الشرائع- به نقل از ابان بن تغلب-: به امام صادق عليه السلام گفتم: على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام را ديدم كه هنگام ايستادن به نماز، رنگش دگرگون مىگشت.
امام صادق عليه السلام به من فرمود: «به خدا سوگند، على بن الحسين عليه السلام مىدانست در برابر چه كسى ايستاده است».
٧٠٨. فلاح السائل- به نقل از ابو ايّوب-: امام باقر و امام صادق عليهما السلام هر گاه به نماز مىايستادند، رنگشان گاهى سرخ مىشد و گاهى زرد و گويى با چيزى گفتگو مىكنند كه آن را مىبينند.
٧٠٩. الاصول الستّة عشر- به نقل از جابر جعفى، از امام صادق عليه السلام-: روزى [پدرم] باقر عليه السلام نماز مىگزارْد كه چيزى روى سرش افتاد. ايشان آن را از سرش بر نداشت، تا آن كه رفت [م] و آن را از سر مبارك ايشان برداشت [م]. اين (آرامش و بى توجّهى به اطراف)، براى بزرگداشت مقام خداوند و توجّه به نمازش بود و اين، همان سخن پروردگار است: «به اين دين، با گرايش تمام به حق، روى آور».
٧١٠. فلاح السائل: روايت شده است كه سَرور ما امام جعفر صادق عليه السلام در نماز خود، قرآن تلاوت مىكرد كه بيهوش شد و چون به هوش آمد، از ايشان پرسيده شد: چه چيز، حال شما را چنين كرد؟
ايشان سخنى فرمود كه مفهومش چنين بود: «همچنان آيات قرآن را تكرار مىكردم كه به حالى رسيدم كه گويى به مكاشفه و بالعيان، آن را از زبان كسى مىشنيدم كه نازلش كرده است. پس قدرت بشرى، توان تحمّل مكاشفه هيبت الهى را نداشت».