اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٧ - ٦/ ٢ على و حسن و حسين و نُه تن از نسل حسين
نزد تو مىآيد، و هر گاه نزد تو آمد، يقين كن [كه خود اوست]؛ زيرا شيطان نمىتواند به صورت ايشان در خيال بيايد [و همانند او پديدار شود]».
سپس على عليه السلام دست ابو بكر را گرفت و پيامبر صلى الله عليه و آله را به او نماياند و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى ابو بكر! به على و به يازده تن از فرزندان او ايمان آور. آنان همانند من اند مگر در نبوّت، و از آنچه در دست توست، به درگاه خدا توبه كن؛ زيرا آن، حقّ تو نيست».
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و ديده نشد.
٦/ ٢ على و حسن و حسين و نُه تن از نسل حسين:
١١٤. امام حسين عليه السلام: مردى خدمت امير مؤمنان عليه السلام آمد و گفت: اى ابو الحسن! تو را «امير مؤمنان» مىخوانند. چه كسى تو را بر ايشان امير كرده است؟
فرمود: «خداوند عز و جل مرا بر آنان امير كرده است».
آن مرد نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! آيا على راست مىگويد كه خدا او را بر خلقش امير كرده است؟
پيامبر صلى الله عليه و آله در خشم شد و فرمود: «على با ولايتى كه خداوند عز و جل بر فراز عرش خود، براى او برقرار ساخت و فرشتگان را بر آن گواه گرفت، امير مؤمنان است. على خليفه خدا و حجّت خداست. او پيشواى مسلمانان است. اطاعت از او، به اطاعت خدا گره خورده است و نافرمانى از او، به نافرمانى از خدا پيوند خورده است. هر كه او را نشناسد، مرا نشناخته، و هر كه او را بشناسد، مرا شناخته است. هر كه امامتِ او را انكار كند، نبوّت مرا انكار كرده، و هر كه اميرىِ او را نفى كند، رسالت مرا نفى كرده است. هر كه برترىِ او را رد كند، از من كاسته است، و هر كه با او بجنگد، با من جنگيده است، و هر كه او را دشنام دهد، مرا دشنام داده است؛ چرا كه او از من است و از سرشت و گِل من آفريده شده است، و او شوهر دخترم فاطمه و پدر دو فرزندم حسن و حسين است».