اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٥ - ب- حديث ثقلين، به روايت اهل سنّت
٢٣٦. معانى الأخبار- به نقل از ابو بصير-: به امام صادق عليه السلام گفتم: آل محمّد، چه كسانى اند؟
فرمود: «ذريّه او».
گفتم: اهل بيت او، چه كسانى اند؟
فرمود: «امامان وصى».
گفتم: عترت او، چه كسانى اند؟
فرمود: «اصحاب كسا».
گفتم: امّت او، چه كسانى اند؟
فرمود: «مؤمنانى كه آنچه را پيامبر خدا از جانب خداوند عز و جل آورده، تصديق كنند و به دو گرانسنگى كه فرمان دارند به آنها چنگ زنند، چنگ در زنند: يعنى به كتاب خداوند عز و جل و عترت و اهل بيت او؛ همانان كه خداوند، پليدى را از ايشان زدوده و پاكِ پاكشان گردانيده است. اين دو، جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان امّت اويند».
٢٣٧. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: گويا فرا خوانده شدهام و بايد بروم. پس من در ميان شما، دو گرانسنگ بر جاى مىگذارم كه يكى از آنها بزرگتر از ديگرى است: كتاب خدا- كه رشتهاى كشيده شده از آسمان به زمين است- و عترتم اهل بيتم. پس مراقب باشيد كه پس از من، چگونه با آن دو، رفتار مىكنيد.
ب- حديث ثقلين، به روايت اهل سنّت
٢٣٨. صحيح مسلم- به نقل از يزيد بن حيّان-: من و حُصَين بن سَبره و عُمر بن مسلم، نزد زيد بن ارقم رفتيم و چون نشستيم، حصين به او گفت: اى زيد! تو توفيقات فراوانى داشتهاى: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را ديدهاى، حديثش را شنيدهاى، با او به جنگ رفتهاى، پشت سرش نماز خواندهاى. اى زيد! به راستى كه تو توفيقات فراوانى داشتهاى. اى زيد! آنچه از پيامبر خدا شنيدهاى، براى ما باز گو.
زيد گفت: اى برادرزاده! به خدا سنّم بالا رفته و سالخورده گشتهام و پارهاى از مطالبى را كه از پيامبر خدا به ياد داشتهام، فراموش كردهام. پس آنچه را براى شما بازگو كردم، بپذيريد و آنچه را نگفتم، به زور از من نخواهيد.