اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧١ - فصل سوم گذشت اهل بيت
٦٤٧. امام باقر عليه السلام: آن زن يهودى را كه گوسفندى براى پيامبر صلى الله عليه و آله مسموم كرده بود، نزد ايشانآوردند. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «چه چيز، تو را به اين كار وا داشت؟».
آن زن گفت: به خود گفتم: اگر او پيامبر است، اين كار به او زيانى نمىرساند و اگر سلطان است، مردم را از شرّ او آسوده گردانيدهام.
پس پيامبر صلى الله عليه و آله از گناه او در گذشت.
٦٤٨. الجمل- به نقل از معاذ بن عبد اللَّه تميمى-: به خدا سوگند، اصحاب على عليه السلام را ديدم كه [در جنگ جمل] به شتر، رسيده بودند و كسى فرياد زد: شتر را پِى كنيد و آنها شتر را پِى كردند و آن بر زمين افتاد و على عليه السلام ندا در داد: «هر كه سلاح بر زمين افكند، در امان خواهد بود و هر كه به خانه خود برود، در امان خواهد بود». به خدا سوگند! با گذشتتر از على نديدهام.
٦٤٩. أنساب الأشراف: هنگامى كه على عليه السلام [بر اصحاب جمل] چيرگى يافت، برخاست و چنين خطبه خواند: «اى اهل بصره! از شما در گذشتم؛ ليكن از فتنه كناره بگيريد، كه شما، نخستين مردمانى هستيد كه بيعت شكستيد و اجتماع امّت را پراكنديد».
٦٥٠. الإرشاد- در بيان سخنان امام على عليه السلام در بصره، هنگام چيرگى بر آنان-: پس از سپاس و ستايش خداوند، فرمود: «امّا بعد، همانا خداوند، رحمتى گسترده و آمرزشى پيوسته و گذشتى فراوان و كيفرى دردناك دارد و حُكم كرده است كه رحمت و آمرزش و گذشتش براى اهل اطاعت از خَلق او باشد- و رهيافتگان، در پرتو رحمت او ره يافتهاند- و حُكم كرده است كه انتقام و هيبت و كيفرش بر اهل سركشى از خَلق او باشد و ديگر پس از هدايت و دلايل آشكار، گمراهان، گمراه نمىشوند. اى اهل بصره! اينك، گمان شما چيست كه بيعت مرا شكستيد و دشمنم را يارى رسانديد؟».
مردى برخاست و گفت: گمان خير داريم و تو را مىبينيم كه چيرگى و توانايى يافتهاى. اگر ما را به كيفر رسانى، آن، مقتضاى جُرم ما خواهد بود و اگر در گذرى، پس در نزد خدا، گذشت، محبوبتر است.