اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٦ - تذكّر مهم
ثقلين، اين متن را از ابو هُرَيره نقل كرده است.[٦٥٧] سند اين حديث، ضعيف است و احتمالًا وى براى اشاره به تفاوت ياد شده، اين گزارش را آورده است؛ زيرا اين اقدام، با هدف او از نگارش كتاب كمال الدين و نيز با عنوان باب: «اتّصال الوصيّة من لدن آدم عليه السلام» هماهنگ نيست.
تذكّر مهم
تذكّر چند نكته در خاتمه بحث، مفيد است:
١. آنچه گفتيم، به معناى نفى حجّيت سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله نيست؛ زيرا دلايل قرآنى، روايى و عقلىِ حجّيت سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله، چنان محكم و قوى است كه احتمال عدم اعتبار و حجّيت آن، منتفى است. بنا بر اين، انكار صدور اين گزارشها، به معناى انكار سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله نيست.
٢. وجوب تمسّك به عترت در كنار حجّيت قرآن و سنّت، دلالت مىكند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در صدد بيان اين مطلب بوده كه هدايتگرى قرآن و سنّت، با تمسّك به عترت، امكانپذير است. ممكن است قرائتهاى مختلفى از «سنّت» وجود داشته باشد- چنان كه در گروههاى فكرى متفاوت شيعه و سنّى چنين است-؛ ولى تنها گزارشى از سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله حجّت است كه از طريق «عترت» به دست بيايد. اين معناست كه كمال تلازم عترت و سنّت را در بر خواهد داشت.
٣. اين احتمال، بسيار قوى مىنمايد كه حكومت طولانى بنى اميّه و بنى عبّاس، موجب شد كه نقل احاديث فضايل اهل بيت عترت، بسيار سخت و مشكل شود.
طبيعى است كه در چنان موقعيت خطرناكى، نقل چنين حديثى با اين صراحت،
[٦٥٧]. ر. ك: كمال الدين: ص ٢٣٥ ح ٤٧.