اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٩٧ - فصل پنجم ستم هاى رفته بر اهل بيت
اى پيامبر خدا! اينك، اين آسمان نيلگون و اين زمين تيره، چه زشت در نظرم جلوه مىكنند! اندوهم هميشگى است و شبهايم به بيدارى مىگذرد و اندوه، هرگز از دلم رخت بر نمىبندد، تا آن گاه كه خداوند، خانهاى را كه تو در آن جاى گرفتهاى، برايم بر گزيند [و به تو ملحق شوم]. مرا غصّهاى است بس دلخراش و اندوهى كه آرام و قرار نمىگذارد. چه زود ميان ما جدايى افتاد. شكايت خود را پيشِ خدا مىبرم.
دخترت از همدست شدن امّتت در ستم بر او، به تو گزارش خواهد داد. همه ماجرا را از او بپرس و اوضاع و احوال را از او جويا شو؛ زيرا چه بسا غمهاى سوزانى در سينهاش داشت و راهى براى بيان آنها نمىيافت؛ ولى اكنون [به تو] خواهد گفت و خدا هم داورى مىكند و او بهترينِ داوران است.
اينك با تو بدرود مىگويم، بدرودِ وداع كنندهاى كه نه خشمگين است و نه خسته و بيزار؛ زيرا اگر از اين جا بروم، از روى ملال [و خستگى] نيست و اگر بمانم، به واسطه بدگمانى به وعدهاى كه خداوند به شكيبايان داده است، نيست».
١٢٢٣. سنن الترمذى- به نقل از عبد الرحمان بن ابى نُعم-: مردى عراقى از ابن عمر پرسيد: اگر لباس، به خونِ پشه آلوده شود، چه حكمى دارد؟
ابن عمر گفت: اين مرد را ببينيد كه از [حُكمِ] خون پشه مىپرسد، در حالى كه فرزند پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را كشتند، با اين كه من از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمايد:
«حسن و حسين، دو گل خوشبوى من از دنيايند»!
١٢٢٤. جامع الأخبار- به نقل از منهال بن عمرو-: خدمت امام زين العابدين عليه السلام رسيدم و گفتم:
سلام بر شما! رحمت خدا بر شما باد! حالتان چگونه است؟
فرمود: «تو مىگويى شيعه ما هستى و با اين حال نمىدانى كه روز و شب ما چگونه مىگذرد!؟ ما در ميان قوم خود، چونان بنى اسرائيل در ميان آل فرعون هستيم؛ پسرانمان را مىكشند و زنانمان را زنده نگه مىدارند و بهترينِ افرادِ امّت پس از پيامبرش، بر روى منبرها لعن مىشود و مال و منال مىدهند تا او را دشنام گويند و حقوق دوستداران ما به واسطه علاقهشان به ما، ضايع مىگردد. قريش به اين