اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٨٥ - فصل دوم بيزارى اهل بيت از غاليان
فرمود: «چه مىگويند؟».
گفتم: مىگويند شما ادّعا مىكنيد كه مردم، بندگان شما هستند.
فرمود: «اى خداى آفريننده آسمانها و زمين و اى داناى نهان و آشكار! تو گواهى كه من هرگز چنين سخنى نگفتهام و هيچ گاه از هيچ يك از پدرانم نيز نشنيدهام كه چنين حرفهايى بزنند و [خدايا!] تو مىدانى كه اين امّت، چه ستمها به ما كردهاند و اين [نسبت دروغ] نيز يكى از آنهاست».
امام عليه السلام سپس رو به من كرد و فرمود: «اى عبد السلام! اگر مردم، آن گونه كه از قول ما نقل مىكنند، بنده ما هستند، پس آنان را از چه كسى مىخريم؟».
گفتم: اى پسر پيامبر خدا! راست مىفرماييد.
سپس فرمود: «اى عبد السلام! آيا تو هم مانند ديگران منكرى كه خداوند متعال، ولايت ما را واجب ساخته است؟».
گفتم: پناه به خدا! من به ولايت شما اقرار دارم.
١٣٢٢. عيون أخبار الرضا عليه السلام- به نقل از حسن بن جهم-: روزى در انجمن مأمون حاضر بودم و على بن موسى الرضا عليه السلام نيز نزد او بود و فقيهان و متكلّمان فِرقههاى مختلف، جمع بودند .... مأمون به ايشان گفت: شنيدهام كه گروهى در باره شما غُلو مىكنند و نسبت به شما پا را از حد فراتر مىگذارند.
امام رضا عليه السلام فرمود: «پدرم موسى بن جعفر، از پدرش جعفر بن محمّد، از پدرش محمّد بن على، از پدرش على بن الحسين، از پدرش حسين بن على، از پدرش على بن ابى طالب عليهم السلام حديث كرد كه فرمود: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:" مرا از آنچه سزاوارم، فراتر نبريد؛ زيرا خداوند- تبارك و تعالى- پيش از آن كه مرا پيامبر قرار دهد، بنده خود قرار داد". خداى- تبارك و تعالى- فرموده است: «هيچ بشرى را نسزد كه خدا، به او كتاب و حُكم و پيامبرى بدهد، سپس او به مردم بگويد: به جاى خدا، بنده من باشيد؛ بلكه [بايد بگويد:] به سبب آن كه كتاب [آسمانى] تعليم مىداديد و از آن رو كه درس مىخوانديد، علماى دين باشيد. و [نيز] شما را فرمان نخواهد داد كه فرشتگان و پيامبران را به خدايى گيريد. آيا پس از آن كه سر به فرمان [خدا] نهادهايد، [باز] شما را به كفر وا مىدارد؟!». على عليه السلام فرمود:" در باره من، دو گروه به هلاكت مىرسند، در حالى كه تقصير من نيست: دوست افراطى