اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٤٥ - فصل ششم شيوه اهل بيت در طلب معاش
ليكن تو به من پند دادى.
٧٥٦. الكافى- به نقل از ابو عمرو شيبانى-: امام صادق عليه السلام را ديدم كه بيلى در دست و جامهاى زبر بر تن دارد و در باغ خود، مشغول كار است و عرق از پشتش مىريزد.
گفتم: قربانت گردم! اجازه بده من اين كار را برايَت انجام دهم.
فرمود: «من دوست دارم انسان، در طلب معاش، خود را در گرماى آفتاب به رنج اندازد».
٧٥٧. الكافى- به نقل از عبد الأعلى، وابسته خاندان سام-: در روزى از روزهاى بسيار گرم تابستان، با امام صادق عليه السلام رو به رو شدم. گفتم: قربانت گردم! وضع تو در درگاه خداوندى و خويشاوندىات با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله چنين است؛ ولى با اين حال، در چنين روزى، خود را به سختى مىافكنى؟!
امام عليه السلام فرمود: «اى عبد الأعلى! در طلب روزى بيرون آمدهام تا از امثال تو بى نياز باشم».
٧٥٨. الكافى- به نقل از ابو حمزه-: امام كاظم عليه السلام را ديدم كه در زمينش كار مىكرد و دو پايش خيس عرق شده بود. گفتم: قربانت گردم! مَردانت كجا هستند؟
فرمود: «اى على! كسانى با دستشان در زمينِ خود كار كردهاند كه از من و پدرم بهتر بودند».
گفتم: آنها چه كسانى بودند؟
فرمود: «پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، امير مؤمنان عليه السلام و پدرانم، همگى با دست خويش كار مىكردهاند. اين، كارِ پيامبران و فرستادگان و جانشينان و نيكان است».