اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٢٧ - فصل يكم بشارت ها در باره دولت اهل بيت (عليهم السلام)
بارانى است كه معلوم نيست آغازش بهتر است يا فرجامش. حكايت امّت من در حقيقت، حكايت باغى است كه يك سال، گروهى را ميوه مىدهد و سال بعد، گروهى ديگر را، و شايد در آخر آن باغ، عدّهاى باشند كه آن جا داراى نهرى گستردهتر و طول و عرضى پهناورتر و ميوههايى خوشدانهتر است. چگونه هلاك مىشود امّتى كه آغازش من هستم و پس از من، دوازده سعادتمند و خردمند هستند و مسيح، عيسى بن مريم، در آخر آن قرار دارد؟! امّا از بين اين امّت، كسانى كه در دوران فتنه، فرصتطلبانه در پى خوشهچينى اند، نابود مىشوند. اينان از من نيستند و من از آنان نيستم.
١٢٤٤. عقد الدرر- به نقل از حذيفه-: شنيدم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «دردا و دريغا بر اين امّت از دست فرمانروايانى جبّار و ستمگر كه اطاعت كنندگان را مىكُشند و دچار رعب مىسازند، مگر كسانى را كه در برابر آنان اظهار اطاعت كنند. مؤمن پرهيزگار، به زبان، با ايشان سازش مىكند و به دل از آنان مىگريزد. پس هر گاه خداوند عز و جل بخواهد عزّت را به اسلام باز گرداند، هر ستمگر جبّارى را در هم مىشكند و او بر هر چه بخواهد، قادر است و مىتواند امّتى را كه تباه شده است، اصلاح گرداند».
فرمود: «اى حذيفه! اگر از عمر دنيا تنها يك روز باقى مانده باشد، خداوند، آن روز را چندان طولانى مىسازد تا اين كه مردى از اهل بيت من حكومت را به دست گيرد.
جنگها به دست او صورت مىپذيرد و اسلام پيروز مىشود. خداوند، خُلف وعده نمىكند و او حسابرسى سريع است».
١٢٤٥. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: قيامت بر پا نمىشود تا اين كه قائمِ بر حقّ ما قيام كند و اين قيام، زمانى رخ مىدهد كه خداوند عز و جل به او اجازه دهد. هر كه از او پيروى كند، نجات مىيابد و هر كه از وى تخلّف نمايد، نابود مىشود. خدا را، خدا را اى بندگان خدا! نزد او رَويد، اگر چه ناچار شويد از روى يخ عبور كنيد؛ زيرا او جانشين خداى عز و جل و جانشين من است.
١٢٤٦. المناقب، كوفى- به نقل از سلمان-: چون بيمارى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سخت شد، خدمت ايشان رسيديم. پيامبر صلى الله عليه و آله به مردم (عيادت كنندگان) فرمود: «مرا با اهل بيت، تنها گذاريد».