دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٩ - ٦/ ٣ محاصره دارالحكومه و جنگ در اطراف آن
عثمان گفت: اگر نظرم چنين بود، خودم به سوى آنان حركت مىكردم.
حُكَيم گفت: بدان، به خدا سوگند، اگر آنان به اين شهر وارد شوند، دلهاى بسيارى از مردم به سويشان كشيده مىشود. تو را از مقام و منصبت به زير خواهند كشيد و تو خود، اين را بهتر مىدانى.
ولى عثمان بن حنيف از قبول پيشنهاد او سر باز زد.
٦/ ٣
محاصره دارالحكومه و جنگ در اطراف آن
٢١٦٤. أنساب الأشراف: عثمان بن حنيف، مردم را آمادهباش داد و همه مسلّح شدند. طلحه و زبير و عايشه نيز پيشروى كردند تا به منزلگاه مَرْبد (پس از منزلگاه بنى سليم) رسيدند. بصريان به همراه عثمان ابن حنيف، پياده و سواره آمدند.
طلحه سخنرانى كرد و گفت: بهراستى كه عثمان بن عفّان، از پيشتازان و صاحبان فضيلت و از نخستين مهاجران بود. وى كارهايى انجام داد كه ما بر او خُرده گرفتيم و در آن كارها از او جدا شديم و اظهار نفرت كرديم و هنگامى كه از او خواستيم راه خشنودى مسلمانان را در پيش گيرد، چنين كرد. سپس مردى بر او هجوم برد كه حكومت اين مردم را بدون رضايت و مشورت، در رُبود و سپس او را به قتل رساند و مردانى پست و بىتقوا، او را در اين كار، يارى دادند. پس او را بىگناه و در حال توبه و مسلمان كُشتند. اينك شما را به خونخواهىاش مىخوانيم؛ چرا كه او خليفه مظلوم است.
زبير نيز سخنانى به همين گونه بر زبان آورد. مردم، اختلاف كردند. برخى گفتند: «آنها به حقْ سخن گفتند» و برخى ديگر گفتند: «دروغ مىگويند. آن دو از همه بر ضدّ عثمان، سختتر بودند».
داد و فريادها بلند شد. عايشه را كه در هودج بود، با شترش آوردند. گفت: ساكت باشيد! ساكت باشيد!
آن گاه با زبانى گويا و صدايى رسا سخنرانى كرد. مردم، هنگام سخنرانى سكوت كردند. وى گفت: به راستى كه عثمان، خليفه شما، مظلومانه كشته شد، پس از آن كه به سوى پروردگارش توبه كرد و از گناهانش بيرون شده بود. به خدا سوگند، رفتار او به مرتبهاى نرسيد كه ريختن خونش حلال شمرده شود. پس سزاوار است قاتلانش دستگير و به انتقام خون او كُشته شوند