دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥ - ٦/ ١ گفتگوهاى نماينده حاكم بصره با ناكثين
اى پسر حنيف! بر تو حمله شد. به پاخيز
و با آنان بجنگ و شكيبا باش.
و سلاح برگير، در برابر آنان بِايست و دامن بر كمر زن.
عثمان بن حنيف گفت: آرى. سوگند به دو حرم (مكّه و مدينه) كه چنين خواهم كرد!
٢١٦٢. الإمامة والسياسة: آوردهاند كه چون طلحه و زبير وارد بصره شدند، عثمان بن حنيف گفت: پيام خود را با دو مرد، نزد آنان مىفرستيم. آن گاه عمران بن حُصَين (صحابى پيامبر ٦) و ابو الأسود دُئلى را فراخواند و آنان را به سوى طلحه و زبير فرستاد. آن دو نزد آنان رفتند و بانگ برآوردند: اى طلحه!
طلحهبه آن دو پاسخ داد. ابو الأسود دئلى شروع به سخن گفتن كرد و گفت: اى ابو محمّد! بهراستى كه شما عثمان را كشتيد، بدون آن كه در كشتن او با ما [صحابيانِ بيرون از مدينه] مشورت كنيد و با على ٧ بيعت كرديد، بدون آن كه در آن نيز مشورت كنيد. ما نه به خاطر كشته شدن عثمان به خشم آمديم و نه هنگامى كه با على ٧ بيعت شد، بر او خشم گرفتيم. پس از آن، براى شما دگرگونى پيش آمد [و تصميمتان تغيير كرد] و تصميم به خلع على ٧ از خلافت گرفتيد؛ ولى ما بر همان تصميم اوّل، ثابت قدم هستيم. پس بر شماست كه خود را از آنچه در آن افكنديد، بيرون كشيد.
سپس عمران به سخن آمد و گفت: اى طلحه! بهراستى كه شما عثمان را كشتيد و ما برايش به خشم نيامديم تا وقتى كه شما به خشم نيامديد. سپس با على ٧ بيعت كرديد و ما هم با همان كه شما بيعت كرديد، بيعت كرديم. حال اگر كشته شدن عثمان بهحق بود، حركت [امروز] شما براى چيست؟ و اگر خطا بود، بهره شما از آن فزونتر و سهم شما در آن بيشتر است.
طلحه گفت: اى شما دو مرد! بهراستى كه رئيس شما معتقد نيست كه در حكومت، با او شريكى هست و ما با چنين وضعى (كه ما را شريك نكند)، با او بيعت نكرديم. بهخدا سوگند كه خونش ريخته خواهد شد!
ابو الأسود گفت: اى عمران! اين مرد به صراحتْ اعلام كرد كه تنها براى حكومت به خشم آمده است.
آنگاه نزد زبير آمدند و گفتند: اى ابو عبد اللّه! ما نزد طلحه رفتيم.
زبير گفت: طلحه و من، مانند يك روح هستيم در دو پيكر. بهخدا سوگند اى شما دو مرد! از ما درباره عثمان، لغزشهايىسر زد كه در آن، نياز به پوزش داريم و اگر اين حوادث را پيشبينى مىكرديم، به يارى عثمان مىرفتيم.