دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩٧ - ٧/ ٩ گفتگوهاى فرستادگان معاويه
بيعت ما را بپذير. من از پذيرش بيعتشان سر باز زدم. [ديگر بار] به من گفتند: بيعت ما را بپذير كه همانا اين امّت، جز به [حكومت] تو خشنود نمىشوند و بيم داريم كه اگر نپذيرى، مردم پراكنده شوند. پس بيعت ايشان را پذيرفتم و تنها دو چيز مرا پروا مىداد: جدا شدنِ آن دو مرد (طلحه و زبير) كه با من بيعت كردند [و بعد پيمان شكستند]؛ و [نيز] مخالفتِ معاويه كه خداوند عز و جل نه پيشينه ديندارى به او بخشيده و نه پيشينيانى دارد كه به راستى اسلام آورده باشند؛ آزاد شدهاى است فرزند آزاد شده [او و تبارش] حزبى از آن احزاب [گرد آمده براى نابودى اسلام] هستند.[١] او و پدرش همواره با خداى عز و جل و پيامبرش و مسلمانان دشمنى ورزيدند تا آنگاه كه با بىميلى [و از سرِ ناچارى] اسلام آوردند.
پس جاى شگفتى نيست جز از اين كه همراه او با من مخالفت كرديد و از او فرمان بُرديد و خاندان پيامبر خود را رها كرديد؛ همانان را كه شايسته نيست از ايشان جدا شويد و با آنان مخالفت ورزيد و هيچيك از مردم را با آنان برابر شماريد.
هَلا كه من شما را به كتاب خدا عز و جل و سنّت پيامبرش و ميراندنِ باطل و زنده كردنِ نشانههاى دين، فرا مىخوانم. اين سخن خويش را مىگويم و براى خود و شما و هر مرد و زن مؤمن و مسلمان، آمرزش مىخواهم».
آن دو گفتند: گواهى بده كه عثمان، مظلومانه كشته شد.
على ٧ به آن دو گفت: «من نه مىگويم او مظلومانه كشته شد و نه مىگويم ظالم بود كه به قتل رسيد».
گفتند: هر كه نپندارد عثمان مظلومانه كشته شده، ما از او بيزاريم. سپس برخاستند و بازگشتند.
على ٧ تلاوت كرد: «تو نمىتوانى مردگان را شنوا سازى و آوازِ خويش را به گوشِ كرانى كه از تو روى مىگردانند، برسانى. تو نمىتوانى كوران را از گمراهىشان راه نمايى. آواز خود را تنها به گوشِ كسانى توانى رساند كه به آيات ما ايمان آوردهاند و مسلمان هستند».
سپس على ٧ به ياران خويش رو كرد و گفت: «مبادا اينان با پافشارى بر گمراهى خويش، سزاوارتر از شما در پافشارى بر حقّتان و بندگىِ پروردگارتان باشند!».
[١]. اشاره است به سپاهيان همپيمان براى جنگ با مسلمانان كه در سوره احزاب از آنان سخن رفته است.( م)