دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٥ - ٦/ ١١ اشتر، فرمانده پيشقراولان سپاه امام
ما به راه ادامه دهيم، حال آن كه اين رود ميان ما و مسلمانان و امير مؤمنان، فاصله اندازد؛ و خير ما در آن نيست كه با شمارِ كم و بدون نيرو [ى كمكى] و پشتيبانى، با سپاه شام رويارو شويم.
پس در راه شدند تا از عانات عبور كنند؛ امّا مردمِ عانات، ايشان را باز داشتند و كشتىها را از آنان دور كردند. پس بازگشتند تا از هيت[١] برگذشتند و در روستايى فرو دستِ قَرقيسيا[٢] به على ٧ پيوستند و آنگاه قصدِ مردمِ عانات كردند؛ امّا ايشان پناه گرفته، گريختند. هنگامى كه پيشقراولان سپاه به على ٧ پيوستند، گفت: «پيشقراولان سپاهم، از پىِ من مىآيند».
زياد بن نضر حارثى و شريح بن هانى نزد وى آمدند و آنچه را به هنگام دريافت خبرِ [مسير امام ٧ و معاويه] انديشيده بودند، به او گزارش كردند. [امام ٧] گفت: «درست انديشيديد».
آنگاه كه على ٧ از فرات گذشت، [ديگر بار] آن دو را پيشاپيشِ خود، به سوى معاويه گُسيل داشت. هنگامى كه آن دو به سور الرّوم (باروىِ روم) رسيدند، ابو اعور عمرو بن سفيان سُلَمى با لشكرى از شاميان روياروى ايشان ايستاد. پس آن دو به على ٧ گزارش نوشتند: «ما به ابو اعوَر سُلَمى همراهِ لشكرى از شاميان، برخورده و آنان را [به تسليم] فرا خواندهايم؛ امّا هيچ يك از ايشان دعوت ما را نپذيرفته است. ما را فرمان ده كه چه كنيم».
على ٧ به مالك اشتر، چنين پيغام داد: «اى مالك! زياد و شريح به من گزارش كردهاند كه ابو اعور سُلَمى را با گروهى از سپاه شام ديدار كردهاند. پيك به من خبر داده كه آنان را در حالى ترك گفته كه روياروى يكديگر صف آراستهاند. پس بشتاب به سوى يارانت؛ بشتاب! هرگاه به ايشان رسيدى، فرماندهىشان در عهده توست. مبادا آغازكننده جنگ باشى، مگر آن كه ايشان جنگ را بياغازند؛ [و مبادا به نبرد پردازى] پيش از آن كه آنان را ديدار كنى و [به صلح] فراخوانى و [سخنشان را] بشنوى.
دشمنى با ايشان، نبايد تو را به جنگ با آنان وا دارد، مگر آن كه نخستْ ايشان را فرا خوانى و چند بار بر آنان حجّت آورى. زياد را بر جناح راست و شريح را بر جناح چپ سپاهت بگمار و خود، ميانه سپاهت را به دست گير؛ و همچونكسى كه قصد جنگافروزى دارد، نزديكشانمشو و [نيز] بهسان كسى كهاز ترسدشوارى و درگيرى مىگريزد، از ايشان دور نمان. [چنين كن] تا خود به تو برسم؛ كه اگر خدا خواهد شتابان به دنبالت خواهم آمد».
[١]. سرزمينى است در عراق بر حاشيه فرات كه از توابع بغداد است و در شمال انبار قرار گرفته است( معجم البلدان: ج ٥ ص ٤٢١).
[٢]. سرزمينى است بر ساحل« خابور» در نزديكى صفّين و رَقّه و در آن جا خابور به فرات مىريزد. اين سرزمين، اكنون در عراق واقع شده است( معجم البلدان: ج ٤ ص ٣٢٨).