دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤١ - ٦/ ١٠ نامه امام به معاويه و پاسخ وى
امام ٧ به ايشان نوشت:
«به نام خداوند بخشنده مهربان. از بنده خدا، على امير مؤمنان، به معاويه و قريشيانِ پيرامونش.
درود بر شما! در نامهاى كه نزدتان مىفرستم، خدايى را كه معبودى جز او نيست، ستايش مىكنم.
امّا بعد؛ خداى را بندگانى است كه به قرآن ايمان آورده، با تأويل آن آشنايند؛ دين را ژرفكاوانه مىشناسند؛ و خداوند در قرآنِ حكمتمند، فضل خويش را برايشان آشكار فرموده است.
در آن روزگار، شما دشمنان پيامبر خدا بوديد، قرآن را ناراست مىشمرديد، بر جنگ با مسلمانان همدست مىشديد و هر مسلمانى را كه مىيافتيد، در بند مىكشيديد يا عذاب مىكرديد يا مىكشتيد، تا آنگاه كه خداوند مقرّر فرمود دينش را سرافرازى بخشد و پيامبرش را [بر دشمنانش] چيره گردانَد.
آنگاه، اعراب، گروه گروه در دين او در آمدند و اين امّت، خواسته و ناخواسته، تسليم وى شدند. و شما از كسانى بوديد كه در اين دين درآمدند، خواه به رغبت و خواه از سر بيم، و در اين حال، پيشگامانِ [مسلمانى] به سابقهشان، و مهاجران اوّل، به فضلشان رستگار شدند. پس آن را كه نه سابقه ديندارى و نه فضل مسلمانىِ ايشان را دارد، نمىسزد كه با ايشان در امر خلافت كه خود شايسته و سزاوارِ آناند، به كشمكش برخيزد و آلوده گناه شود. و آن را كه خِرَد دارد، نمىسزد كه قدر خويش نشناسد و از حدّ خود پا فراتر نهد و خود را در طلبِ چيزى كه از آنِ او نيست، به زحمت اندازد.
پس سزاوارترينِ مردم براى [به عهده گرفتنِ] كار اين امّت، چه ديروز و چه امروز، كسى است كه بيش از همه به پيامبر خدا نزديك باشد؛ با كتاب [خدا] آشناتر و در دين، ژرفكاوتر باشد؛ نخستين پذيرنده اسلام و برترين مجاهد و تحمّلپذيرترين كس براى بار مسئوليت اداره اين امّت باشد. پس پروا كنيد خدايى را كه به سويش باز مىگرديد؛ «و حق را به باطل درنياميزيد، و حق را نپوشانيد، در حالى كه خود [حقيقت را] مىدانيد».
و بدانيد كه بندگان برگزيده خدا آناناند كه به آنچه مىدانند، عمل مىكنند؛ و بدترين بندگان خدا كسانى هستند كه با نادانى، به نزاعِ دانايان مىروند، كه دانا را از رهگذر