دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٣ - ٥/ ٤ سوء استفاده از پيراهن عثمان
كه وى شرط كرد در آينده پاداشى به او دهد و براى دست كشيدن از دين، او را اندك عطايى بخشد.
ر. ك: ص ٤٧٩ (اهداف معاويه از نبرد تبليغاتى و حكمتِ پاسخهاى امام).
٥/ ٤
سوء استفاده از پيراهن عثمان
٢٤١٢. تاريخ الطبرى بهنقلاز محمّد و طلحه: آنگاهكه نعمان بن بشير، پيراهن خونين عثمان را كه به گاه كشته شدن در بر داشت، براى شاميان آورد، معاويه آن را بر منبر نهاد و خبر را با نوشتن نامه به آگاهىِ شهرها و روستاها رسانيد. همراه آن پيراهن، انگشتانِ نائله، همسر عثمان نيز بود؛ دو انگشتِ قطع شده از مفصل و بخشى از كف دست و دو انگشتِ بريده از بيخ و نيمى از انگشت شست.
مردم [براى ديدن] بهسوى پيراهنگسيلشدند و چندى گريستند، در حالى كهپيراهن بر منبر قرار داشتو انگشتان از آن آويزان بود. مردان شام سوگند خوردند كه هرگز با زنان خويش درنياميزند و آبِ غسل، جز براىِ [رفعِ] احتلام، بهبدنشان نرسد، و بر بستر نيارامند تا آنگاه كه يا كشندگان عثمان و كسى را كه از آنان به گونهاى حمايت مىكند، بكشند و يا جانشان را از كف بدهند. پس يك سال، پيرامون پيراهن ماندند، در حالى كه هر روز پيراهن بر منبر نهادهمىشد و گاهآن را فرو مىپوشاندند و جامهاى بر آنمىافكندند، و انگشتانِ نائله از رشتههاى آن آويزان بود.
٢٤١٣. وقعة صِفّين به نقل از عمر بن سعد: معاويه در دمشق، منبر [مسجد] دمشق را با پيراهن خونآلود عثمان پوشانيده بود و گرداگردِ منبر، هفتاد هزار بزرگْسال مىگريستند و اشكشان در سوگ عثمان خشك نمىشد. همين كه خبر رفتن امام على ٧ به نخيله و بر پا كردن لشكرگاه در آن نقطه به معاويه رسيد معاويه براى