دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٣ - ٤/ ١٥ ديگر نامههاى امام به معاويه
آن بيرون افتد، از حق خارج مىشود و به خطا در بيابان سرگشتگى پاى مىنهد و خداوند، نعمتش را از او مىستانَد و عذابش را بر او روا مىدارد.
پس خويشتن را مراقب باش! خويشتن را مراقب باش كه خداوند، راهت را برايت روشن فرموده است. آنگاه كه كارت پايانپذيرد، [مىبينى كه] همانا به سوى نهايتِ زيان و جايگاه كفر راندهاى. همانا نَفْسَت تو را به بدى وا داشت و در گمراهى افكَنْد و به هلاكتگاهها در انداخت و راهها را بر تو دشوار كرد.
٢٣٩٩. امام على ٧ برگرفته نامه وى به معاويه: امّا بعد؛ به راستى دنيا، [آدمى را] از هر چيز، جز خود باز مىدارد و دنيادار هيچ بهرهاى از آن نمىبَرَد، مگر آنكه دنيا دروازههاى آزمندى و شيفتگى به خويش را بر او مىگشايد. هرگز دنيادار به سببِ آنچه از دنيا نصيب برده، از آنچه نصيب نبرده، بى نياز نمىشود و در پى اين همه، بايد از آنچه گرد آورده، جدا شود و آنچه را استوار ساخته، فرو پاشد. اگر از آنچه گذشته، عبرت گيرى، در آنچه باقى مانده، خود را نگه خواهى داشت. والسّلام!
٢٤٠٠. امام على ٧ برگرفته نامه وى به معاويه: امّا بعد؛ خداىِ منزّه، دنيا را براى پس از آن (آخرت) آفريده و در آن، اهلش را به آزمون كشانيده تا معلوم شود كه كدامينِ ايشان، نيكْكردارتر است. ما براى دنيا آفريده نشدهايم و به كوشش در [راهِ] آن مأمور نگشتهايم. جز اين نيست كه ما در دنيا نهاده شدهايم تا با آن آزموده شويم. همانا خداوند مرا به تو، و تو را به من مبتلا ساخته و يكى از ما را بر ديگرى حجّت قرار داده است.
تو در طلب دنيا، به تأويل قرآن شتافتى و از من بازخواستِ جنايتى را كردى كه دست و زبانم به آن آلوده نشده است. و تو و شاميان براى سرپيچى از من، خدا را عصيان كرديد؛ دانايتان نادانتان را برانگيخت و ايستادهتان [نيز] نشستهتان را!
درباره خويش از خداى پروا كن و مهار خود را از چنگ شيطان درآور و رويت را به سوى آخرت بگردان كه رهگذارِ ما و تو خواهد بود. بپرهيز از آن كه خداوند از سوى خود، به بلايى شتابنده گرفتارت كند كه به ريشه زند و نسل را براندازد.
براى تو، به خدا سوگند مىخورم؛ سوگندى سراسر راست كه اگر فراهمسازهاى تقدير، من و تو را به هم رسانند، در ميدان تو مىمانَم، «تا آنگاه كه خداوند ميان ما داورى كند، كه او بهترينِ داوران است».