دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٩ - ٤/ ٩ حيلهگرى معاويه در نبرد تبليغاتى
بود: اين كه به شاميان بقبولانَد على ٧ از ابو بكر و عمر، بيزارى مىجويد و آن دو را ستمپيشه و سرپيچنده از فرمان پيامبر خدا در امر خلافت مىداند و بر اين باور است كه آن دو زورمندانه به خلافت چنگ زدند و آن را غاصبانه از وى ربودند.
اين بلاى بزرگ، هم به انگيزه تباه ساختن انديشه شاميان براى دشمنى با امام ٧ و هم به نيّتِ برانگيختن مردم عراق بر وى بود؛ همانان كه سپاهيان و همرازان و ياران او به شمار مىرفتند؛ چرا كه ايشان، جز اندكى شيعه خاص، به پيشوايى عمر و ابو بكر نيز قائل بودند.
آنگاه كه معاويه آن نامه را با ابو مسلم خولانى همراه كرد،[١] در انديشه بود كه على ٧ را به خشم آورَد و در تنگنا افكَنَد و ناگزيرش سازد كه پس از خواندنِ عبارتهاى وى در يادكردِ ابو بكر و اين كه او را برترينِ مسلمانان شمرده، پاسخى بنگارد كه در بردارنده طعنى به ابو بكر باشد. امّا پاسخ امام ٧ پيچ و تابدار و دو پهلو بود؛ نه آشكارا آنان را ستمورز خواند و نه از بىگناهىشان دم زد. گاه براى ايشان رحمت طلبيد و گاه فرمود: «آن دو به حقّ من دست يازيدند و من، آن را به ايشان وا نهادم».
آنگاه، عمرو بن عاص، معاويه را اندرز داد كه نامهاى ديگر، سازگار با نامه نخست، بنگارد تا در آن، على ٧ را بر انگيزانند و خوار شمارند و چنان به خشم اندازند كه وى كلامى بنگارد و آن دو، همان كلام را دستاويزى براى زشت نمودنِ چهره او و فرومايه شمردنِ آيينش سازند.
عمرو به معاويه گفت: على مردى شتابورز و بى پرواست. پس هر چيز را همانند ستايش ابو بكر و عمر كه اميد مىورزى او را به سخن برانگيزد، بنويس.
معاويه نامهاى نوشت. نخست قصد داشت آن را با ابو الدّرداء همراه كند؛ ليكن سرانجام آن را با ابو امامه باهِلى روان ساخت؛ همو كه از جمله صحابيان پيامبر ٦ بود. متن آن نامه چنين است:
[١]. ر. ك: ص ٤٤٣( نامههاى معاويه به امام در باب خون عثمان).