دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٧ - ٤/ ٩ حيلهگرى معاويه در نبرد تبليغاتى
پروردگارت هرگز بر بندگان ستم نمىرانَد.
٤/ ٨
پاسخِ بس بىشرمانه معاويه و فراخواندنِ امام به جنگ
٢٣٨٥. شرح نهج البلاغة به نقل از مدائنى: معاويه به او (على ٧) نوشت:
امّا بعد؛ آلودگىِ قلبت چه بسيار است و بر ديدگانت چه پردهاى افتاده! تنگْ چشمى، شيوه تو و حسدورزى، خوى توست. پس براى نبرد مهيّا شو و بر ضربه [ى شمشير] شكيبا باش. خداى را سوگند كه وضع، بدانسان كه [در گذشته] دانستى، باز خواهد گشت، و سرانجام [نيك] از آنِ تقوا پيشگان است. هيهات! هيهات! آرزويت تو را به خطا افكنده و جانت در زمره هوسرانان به هوس افتاده. پس بر جاى خود بنشين و روزگارت را به آرامى بگذران تا دريابى كه در قياس با كسى كه بردبارىاش با كوهها سنجيده مىشود و دانشش، شكزدگان را به باور مىرسانَد، چگونهاى. والسّلام!
٤/ ٩
حيلهگرى معاويه در نبرد تبليغاتى
٢٣٨٦. شرح نهج البلاغة به نقل از نقيب ابو جعفر: معاويه در پى [تحريك و] به لغزش افكندن على ٧ بود، خاطرات بد را به ياد او مىآورْد تا شايد او از حال ابو بكر و عمر كه حقّ [خلافت] او را غصب كرده بودند، چيزى گويد [و بدين سان، رسوا شود]. پس همواره با نامه پراكندن و پيك فرستادن، بر آن بود كه غافلگيرش كند تا وى در نامهاى يا با پيكى، آنچه را از ابو بكر و عمر در دل دارد، آشكار سازد و آنگاه معاويه، نزد مردم شام، آن را دستاويزى به زيان على ٧ سازد و به ديگر گناهان وى، به زعم خويش، كه در باور آن مردم نشانده بود، بيفزايد.
همو بود كه نزد شاميان، على ٧ را فرومايه جلوه داده بود، بدين ادّعا كه او در قتل عثمان دست داشته و كشندگانش را يارى كرده، طلحه و زبير را كشته و عايشه را به اسارت افكنده و خون مردم بصره را بر زمين ريخته است. اكنون يك دستاويز باقى مانده