دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠١ - ٣/ ٤ سياست معاويه در پاسخ به امام على
درستى كه عذر مرا درباره خودتان و روىگردانىام را از شما دانستى، تا آنجا كه از آن، چارهاى نبود و راه فرارى وجود نداشت. حرف و حديث، طولانى است و سخن، بسيار. آنچه گذشته، گذشته است و آنچه پيش آمده، پيش آمده است. از آنان كه نزد تو هستند، بيعت گير و با گروهى از يارانت نزد من آى. والسلام!
٢٣٦٨. شرح نهج البلاغة: هنگامى كه با على ٧ بيعت شد، براى معاويه چنين نوشت: «پس از حمد و سپاس خداوند؛ به درستى كه مردم، عثمان را بدون رايزنى با من به قتل رساندند و با گِرد آمدن و مشورت خودشان، با من بيعت كردند. هرگاه نامهام به تو رسيد، براى من از مردم، بيعت بگير و نمايندگانى از بزرگان شام را از سوى خودت نزد من روانه كن».
٣/ ٤
سياست معاويه در پاسخ به امام على
٢٣٦٩. تاريخ الطبرى در گزارش نامه امام على ٧ به معاويه و ابو موسى: فرستاده اميرمؤمنان به سوى معاويه، سبره جُهَنى بود. او نزد معاويه رفت؛ ولى معاويه، نه نامهاى مىنوشت و نه پاسخى مىداد و فرستاده را نمىپذيرفت و هر گاه فرستاده از او جواب مىخواست، تنها اين اشعار را مىخواند:
مانند دژى استوار بمان يا دستم را
در جنگى خانمانسوز كه آتش برافروزد، بربند.
جنگى با همسايگان و فرزندانتان كه
كشتن فاجعهبار آنان، موى سر و گيجگاه را سپيد كند.
جنگى كه زير دستان و بالا دستان را خسته كند
و براى آن، جز ما سرپرستى و داورى يافت نشود.
هرگاه جُهَنى تقاضاى نوشتن پاسخ نامه را مىكرد، معاويه بيش از اين اشعار،