دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦١ - ١٠/ ١٠ امام، سهم خود را از غنيمتها بخشيد
آن گاه، اموال را ميان يارانش قسمت كرد و به هريك، شش هزار درهم رسيد. ياران او دوازده هزار نفر بودند. خود نيز مانند يكى از آنان سهم برداشت. در همين حال كه به تقسيم اموالْ سرگرم بودند، كسى آمد و گفت: اى امير مؤمنان! نام من از ديوان تو افتاده است و گرفتارىهايى كه تو ديدى، من نيز ديدهام.
[على ٧] سهم خود را به وى داد.
ثورى از داوود بن ابى هند و او از ابو حرب بن ابو الأسود گزارش كرده است كه ابو حرب گفت: در بصره، امر شگفتى ديدم. چون طلحه و زبير به بصره رسيدند، نزد گروهى از بصريان فرستادند كه من هم داخل آنان بودم. با طلحه و زبير، وارد بيت المال شديم. چون اموال را ديدند، گفتند: اين است آنچه خدا و پيامبرش به ما وعده دادهاند. آن گاه، اين آيه را تلاوت كردند: «خداوند، شما را به غنيمتهاى بسيار وعده داد كه دريافت مىكنيد و آن را براى شما تعجيل نمود» (تا آخر آيه) و گفتند: ما به اين اموال، از هركس سزاوارتريم.
وقتى سرنوشت آن قومْ چنين شد، على بن ابى طالب ٧ ما را فرا خواند و با او وارد بيت المال شديم. وقتى اموال را ديد، يك دست را بر دست ديگر زد و فرمود: «اى [طلاهاى] زرد! اى [نقرههاى] سفيد! ديگرى را بفريبيد» و همه آنها را به طور مساوى ميان يارانش تقسيم نمود، جز پانصد درهم كه براى خود، كنار گذاشت.
مردىنزد او آمد وگفت: نامِ مناز ديوان تو افتاده است.
فرمود: «پانصد درهم [من] را به وى دهيد».
سپس فرمود: «سپاسْ خداوندى را كه چيزى از اين ثروت را به من نداد و آن را بر مسلمانان فراوان نمود».