دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٩ - ١٠/ ١٠ امام، سهم خود را از غنيمتها بخشيد
هرچه را خانهها پنهان ساختهاند و درها بر رويش بسته شده، از آنِ صاحبانش است و براى شما در آن، بهرهاى نيست».
و چون بر او بسيار اصرار ورزيدند، فرمود: «عايشه را قرعه زنيد، تا به نام هركس در آمد، به وى دهم!». گفتند: اى اميرمؤمنان! از خداوند، طلب آمرزش مىكنيم. پس دست برداشتند.
٢٢٨٩. شرح الأخبار: ياران على ٧ آنچه را اهل بصره براى پيكار با على ٧ به لشكرگاه خود آورده بودند، به غنيمت گرفتند؛ ولى متعرّض ديگر اموال آنان نشدند. على ٧ جز آن مالها، اموال كشتگان اهل بصره را براى ورثهشان باقى گذاشت و از آنچه [سپاهش] به عنوان غنيمت برداشتند، خمس گرفت و بدين ترتيب، سنّتْ جارى شد.
١٠/ ١٠
امام، سهم خود را از غنيمتها بخشيد
٢٢٩٠. مروج الذهب: على ٧ آنچه از اسلحه، چارپا، اثاثيه و ابزار و ديگر چيزها در لشكرگاه جمليان يافت، برداشت و آنها را فروخت و ميان ياران خود تقسيم كرد و براى خود، پانصد درهم برداشت، چنان كه براى همه همراهانش، چه ياران و چه بستگان و فرزندان، چنين كرد.
مردى از يارانش نزد وى آمد و گفت: اى اميرمؤمنان! من چيزى دريافت نكردهام و فلان عذر، مرا از حضور [در هنگام گرفتن غنايم] باز داشت.
[على ٧] پانصد درهم خود را به وى بخشيد.
٢٢٩١. الجمل: [على ٧] پس از سخنرانىاش در ميان بصريان، از منبر پايين آمد. گروهى از يارانش را خواست و با آنان به سوى بيت المال رفت. به سوى قاريان فرستاد و آنان را فرا خواند و [نيز] نگهبانان را فرا خواند و دستور داد درهاى بيت المال را بازگشايند، و چون فراوانىِ اموال را ديد، [اين مصرع را] خواند:
|
اين، دستچين من و بهترين آن است.[١] |
[١]. ابن منظور مىگويد: در حديث آمده است كه امير مؤمنان علىبن ابىطالب، وارد بيتالمال شد و فرمود:« اى سرخىها و اى سفيدىها! سرخ باشيد و سفيد باشيد و جز مرا بفريبيد.
اين دستچين من و بهترين آن است
در حالى كه هر ميوهچين، دستش به دهان خودش است[ و خود مىخورد]».
ابو عبيد مىگويد: اين، مَثَل است براى كسى كه بهترين چيزهايى را كه دارد، بر دوست خود ايثار مىكند و مراد على ٧ از اين سخن، آن بود كه خود را به ثروت مسلمانان آلوده نكرد و آنها را در جاى خود قرار داد( لسان العرب: ج ١٤ ص ١٥٥؛ مجمع الأمثال: ج ٣ ص ٤٨٨).