دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٣ - ١٠/ ٥ گفتگوهايى ميان ابن عباس و عايشه
خاطر فرزند ابو طالب بر باد دادى!
عمّار گفت: به خدا سوگند، من در ميان ياران پيامبر خدا دست به انتخاب زدم و ديدم كه على ٧ از همه به كتاب خدا آگاهتر و بر تأويل آن، داناتر است و حُرمت آن را نگهدارندهتر و به سنّت، آشناتر است. علاوه بر اين كه او خويشاوند پيامبر خداست و سختىها و مشقّتهاى بسيارى در راه اسلام ديده است.
عايشه سكوت كرد.
١٠/ ٥
گفتگوهايى ميان ابن عبّاس و عايشه
٢٢٧٢. تاريخ اليعقوبى: على ٧ ابن عبّاس را به سوى عايشه فرستاد كه به او دستور دهد [به مدينه] باز گردد. وقتى ابن عبّاس بر عايشه وارد شد، عايشه گفت: دو بار از [پيروى از] سنّت به خطا رفتى، اى ابن عبّاس! بدون اجازه وارد خانهام شدى و بدون فرمان من بر اثاثيهام نشستى.
ابن عبّاس گفت: ما بوديم كه سنّت را به تو آموختيم. اينجا خانه تو نيست. خانه تو آن جاست كه پيامبر خدا تو را در آن به جاى گذاشت و قرآن به تو دستور داد در آن بنشينى.
٢٢٧٣. مروج الذهب: [على ٧] عبد اللّه بن عبّاس را نزد عايشه فرستاد و دستور داد وى را به سوى مدينه حركت دهند. ابن عبّاس، بدون اجازه وارد خانه شد و متّكايى را برداشت و بر روى آن نشست.
عايشه به وى گفت: اى ابن عبّاس! در [عمل كردن به] سنّتى كه بدان مأمور شدهاى، به خطا رفتى. بدون اجازه بر ما وارد شدى و بدون اجازه بر بساط ما نشستى.
ابن عبّاس به او گفت: اگر تو در خانهاى كه پيامبر خدا تو را در آن بر جاى گذاشت، مىنشستى، ما نيز بدون اجازه تو وارد نمىشديم و بدون دستور تو بر بساط تو نمىنشستيم. امير مؤمنان، درباره تو به بازگشت سريع و آمادگى براى رفتن به مدينه